تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

حمیدرضا نوربخش در گفتگو با «همنوا با سوز نی»:

وبلاگها بر مدار انصاف بگردند

عطا نویدی و حمیدرضا نوربخش . 13 اردی بهشت 88 - خانه ی موسیقی

چندی پیش از طریق گاهنامه ی نسیما، نشریه ی محلی شهر قم، در زمینه ی مصاحبه با حمیدرضا نوربخش به من پیشنهاد همکاری شد. سیزدهم اردیبهشت در خانه ی موسیقی به دیدار او رفتیم. در پایان مصاحبه ی نیم ساعته، فرصت را مغتنم شمردم و چند سوأل در مورد وضعیت وبلاگها و سایتهای موسیقی و همچنین نظرش در مورد جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران، اختصاصا برای وبلاگم از او پرسیدم. با وجود اینکه دیر وقت بود با خوشرویی به سوالاتم پاسخ داد.

. جناب نوربخش با سلام و خسته نباشید. آیا شما  به وبلاگهای حوزه ی موسیقی ایران سر می زنید و آنها را مطالعه می کنید؟

بله، کمابیش این وبلاگها را مطالعه می کنم و در جریان کار آنها هستم.

. تاثیر این وبلاگها را در رشد موسیقی چطور می بینید؟ آیا توانسته اند از عهده ی رسالت خودشان بر بیایند؟

ببینید؛ اگر در وبلاگ نویسی انصاف رعایت شود می تواند به رشد موسیقی کمک کند. بعضی اوقات بالابردنهای بیهوده و یا کوبیدنهای بیهوده وجود دارد. من چیزی که گاهی در وبلاگها و سایتها و حتی در رسانه هاییی مانند نشریات می بینم، جهت گیری های غیر کارشناسانه است. اگر در واقع مدار انصاف وجود داشته باشد و همه بر آن مدار گردش کنند هیچ مشکلی پیش نمی آید. بالاخره وبلاگها محلی هستند برای تضارب آراء، محلی است که هر کسی بیاید و نظر خاص خودش را بدهد. ولی بعضی وقتها غیر کارشناسانه و بدون هیچ مأخذی نظری می دهند وبرخی دیگر هتاکی می کنند کسی دیگر می آید و جواب او را می هد...

. پس شما دقیقا در جریان کار وبلاگها هستید.

بله ، گاهی می بینم که این مسائل پیش می آید که متاسفانه فضا را خراب می کند. ولی اگر واقعا نظر منصفانه باشد خیلی خوب و به نفع موسیقی هم هست.

. می دانید  که قرار است در اواسط مرداد ماه سال جاری جشنواره ی وبلاگها و سایتهاتی موسیقی ایران برگزار شود. شما به عنوان یک هنرمند تأثیر این جشنواره را در روند کار وبلاگها چگونه می بینید؟

اگر این مسائل در جشنواره پررنگ باشد و گفته شود و در نهایت یک تعهد اخلاقی و کاری به وجود بیاید، به نظر من خیلی مؤثر خواهد بود.

. در پایان خوشحال می شوم  اگر توصیه ای به نویسندگان وبلاگها و سایتها و به طور کلی نویسندگان حوزه ی موسیقی دارید بفرمایید.

من همیشه نکته ای که به روزنامه نگاران می گویم این است که تعهد خیلی مهم است. تعهد کاری، یعنی اینکه ما به کاری که می کنیم، شناخت داشته باشیم و کارشناسانه به جلو برویم. تحت تأثیر اینکه اگر از کسی خوشمان می آید و یا برعکس اگر از کسی بدمان می آید نظر ندهیم. در واقع نظرات شخصی مان را در این کار دخالت ندهیم.

. در آخر از اینکه وقت خود را در اختیار وبلاگ « همنوا با سوز نی » گذاشتید سپاسگزارم.

من هم از شما متشکرم

توضیح:  مصاحبه ی اصلی بزودی (احتمالا شماره ی تیرماه) در گاهنامه ی نسیمای قم منتشر خواهد شد.

با تشکر از برادر گرامی، آقای حمیدرضا عاطفی که زمینه ی مصاحبه را فراهم نمودند


باز تاب

قسمتی کوتاه از سخنان آقای نوربخش به همراه عکس فوق با عنوان «گپ نویدی با حمیدرضا نوربحش» در روزنامه «اعتماد ملی» مورخ ۳۱ اردیبهشت در صفحه ی ۱۵ چاپ شد . ضمن تشکر از مسئول این بخش از روزنامه خواهشمندم از این پس لاقال منبع اصلی که همان وبلاگ شخصی هست را ذکر نمایند . البته این درست است که روزنامه های کثیرالانتشار از آوردن آدرس وبلاگها معذورند اما ایکاش لفظ وبلاگ را در این چند خط ذکر می نمودند تا اصالت مطلب که همانا بحث وبلاگ نویسی است حفظ شود.

لینک صفحه ی روزنامه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:43  توسط عطا نويدی  | 


گفتگوی اختصاصی با پیمان سلطانی

    وبلاگها تعصب را کنار بگذارند

  افتادگی و تواضع نخستین چیزی است که در بر خورد با سلطانی به چشم  می آید. اما صمیمیت و سادگی در برخوردش باعث نمی شود که فراموش کنم او یکی از مردان بزرگ هنر این مرز و بوم است. آهنگسازی و رهبری ارکستر، نوازندگی سه تار و تار و سنتور، شعر و ادبیات و طراحی و نقاشی ، همه را بگذارید کنار دید منطقی و آگاهانه ی او به جهان پیرامون آن وقت در میابید هم صحبتی چند دقیقه ای با او چقدر ارزشمند است. در 33 سال عمر فعالیت هنری اش نشانی از سستی و نا امیدی دیده نمی شود. گویا او با همه ی مشکلاتی که یک انسان برای رسیدن به اهدافش دارد کنار آمده و همچنان نیز به سوی پیشرفت می تازد، به سوی خلق آثاری نو و شاید بی بدیل.

دیدار در جلسات پیگیری جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران فرصتی را فراهم کرد تا با پیمان سلطانی قرار مصاحبه ی تلفنی را برای اعلام خبر کنسرت آینده اش را بگذارم. ساعت نزدیک به 12 شب می شد ولی او با انرژِی و مشتاقانه به سوالات اندک من پاسخ داد.

 

  جناب آقای سلطانی باسلام و خسته نباشید . اگر ممکن است بفرمایید در حال حاضر مشغول چه کاری هستید آیا هدف خاصي را دنبال مي‌كنيد؟

به تازگی ، بر اساس تم موسیقی بختیاری و بر اساس  ترانه ی محلی «شیر علیمردان »، یک راپسودی بختیاری نوشتم که حدود دوهفته وقتم را گرفت واكنون به اتمام رسيده و قرار است با ارکستر ملل در همین ماه به اجرا در آيد. این آخرین کاری است که در دست داشتم و مشغول آن بودم .

همچنين مجموعه ی شعرهای عاشقانه ی جهان است  که  دکلمه اش راچند سال پیش تمام کرده بودم  و در حال حاضر براي اخذ مجوز فعاليت مي‌كنم كه منتشر شود.

  دکلمه ی آن با صدای خودتان است ؟

بله  

 آیا کلیت کار و خواننده کنسرتی که  پیش رو دارید  مشخص شده ؟

هنوزخير.  ولی کار به این صورت است که برای ارکستر سمفونیک، سازهای ملی ایرانی، دهل، کرنا و گروه کر و آواز تکخوان  و قسمتی هم برای دو نوازی تنبک  نوشته شده .

  مدت برنامه در چه حدودی است؟

حدود بیست تا بیست پنج دقیقه

 

 امروزه در بسیاری از وبلاگها و سایتها  لوگوی کنسرت ارکستر ملل در تابستان 88 دیده می شود. آن کار در چه مرحله ای قرار دارد؟

 این کاری که در همایش « شیرعلیمردان» قرار است اجرا کنیم حدود دو سه هفته است به ما پیشنهاد شده و ما پذیرفتیم که این اجرا را داشته باشیم. اما قبل از اینکه این پیشنهاد بشود در صدد بودیم که برای  آماده شدن در تابستان 88  و اجرایی که قرار است داشته باشیم، کلا تمرینات مان را از اردیبهشت امسال شروع کنیم.در آن کار هم یک تعداد ترانه مربوط به دوره ی مشروطه اجراخواهيم كرد (به صورت تصنیف و ترانه)، چند قطعه از موسیقی ملل مختلف جهان را خواهيم نواخت، موسیقی قدیمی ایران که یک اثر از عبدالقادر مراغه ای است و روی آن کار می کنیم، همچنین  یک سری از آثار موسیقی دستگاهی و سرود های ملی - میهنی ایران.

 

 خواننده و احتمالا نوازندگان میهمان این کنسرت مشخص شدند؟

با خیلی ها صحبت کردیم.اگر الان گفته بشود شاید به نوعی جنبه ی تبلیغات غیر مستقیم داشته باشد. با چند خواننده ی به نام صحبت کردیم . هنوز به نتیجه قطعی نرسیدیم یعنی یک سری مسائل برای ما مورد توجه بود و یک سری مسائل برای آنها ، که هنوز به یک توافقی نرسیدیم که با کدامشان کار کنیم. این هنوز قطعی نیست و نمیتوانم خبري در اين مورد بدهم.

 آیا فکر می کنید برای تابستان 88 و قبل از ماه رمضان کارآماده‌ي اجرا گردد؟

ببینید، شما  می دانید که به هر حال این ارکستر با گروه کر و تکنواز و خواننده حدود 120 الی 130 نفر هستند طبعا یک حمایت مالی قوي را نیاز دارد تا بتوانیم ما این فعالیت را انجام بدهیم. ما در سالهای قبل نگرانی مان این بود که آن حامی وجود ندارد و همیشه یک گوشه نشسته بودیم  منتظر اینکه یک حامی از راه برسد و کمک کند که ما بتوانیم این اجرا را انجام دهیم . اما امسال خواستیم رویه را به یک شکل دیگر عوض کنیم. یکی دو تا از چهره های موسیقی  در بخش آواز و خوانندگی هستند که چهره های خوش نامی هستند و چهره های پر طرفدار و در عین حال خوشنام و با سابقه ی درخشان. خیلی ها هستند که نامدار هستند ولی سابقه ی درخشانی ندارند ولی آنهایی که مد نظر ما هستند سابقه ی درخشانی هم دارند به اين معنا كه انسان‌هاي مثبتی در بخش موسیقی هستند و  در نظرعموم تاثیر مثبتی دارند. با آنها سعی کردیم به یک توافقی برسیم و به دلیل اینکه به هر حال سلیقه ی شنیدار عموم مخاطبینی که می تواند مورد توجه ما باشد خواننده پسند است یا شاید بگوییم شعر پسند است یا شاید آواز پسند است یا همه اینها با هم، ما به ناچار خواستیم یک پلی بزنیم که بتوانیم در واقع آن اسپانسر را به نوعی حذف کنیم و روی فروش بلیط  حساب کنیم و بتوانیم هزینه هایمان را از آنجا دربیاوریم . اگر این به نتیجه ی قطعی برسد که ما هم داریم تمام تلاش خود را می کنیم، حتما تابستان کنسرت خواهیم داشت و تا اینجا هم که پیش رفتیم سر حرف و گفته ی خودمان هستیم  مگر اینکه دوباره اتفاق خاصی بیافتد که معمولا هم این اتفاقات کم نیست و در همین مدت و هفت هشت ماه گذشته هم کم از این اتفاقات نیافتاده و لی ما سعی کردیم از آنها  عبور کنیم. اگر دوباره بتوانیم از موانع  عبور کنیم حتما کنسرت را برگزارخواهيم كرد.

 

 کمی از فضای کارهای و برنامه ی های شما خارج بشویم و بیشتر به وبلاگ نویسی بپردازیم. در آخرین روزهای سال 87 مسئولیت داوری نخستین جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران را در کنار چند نفر دیگر پذیرفتید . چه انگیزه ای باعث شد تا این داوری را بپذیرید؟

اینکه من را به عنوان یک داور انتخاب کردند لطف دوستانم بوده. من در واقع خیلی در پی این نبودم که داوری این جشنواره را بپذیرم. چون کاری است که باید خیلی با دقت انجام بگیرد و حاشیه هایی بعد از پایان ماجرا وجود دارد که طبعا ترکش آن به ما خواهد خورد و یان ترکش ها خوش آیند نیست از این بابت باید بگویم که شغل تحمیل شده  با بهتر بگویم خواستهی تحمیل شده است ولی تحمیل آن برای من خوشایند است چون از طرف دوستانم بوده. و من هم با کمال میل پذیرفتم و لطف آنها بود که مرا در کنار بقیه ی افراد انتخاب کردند. و انگیزه ی خاصی وجود نداشت . من فکر کردم که در یکی دو مورد شاید بتوانم نگاه منطقی ای داشته باشم و به همین خاطر پذیرفتم.

 

 مخاطبان و نویسندگان وبلاگها بیشتر جوانها و نوجوانها هستند و چه توصیه ای برای آنها دارید؟

باور کنید من اصلا به خودم اجازه نمی دهم که کسی را نصیحت کنم و توصیه ای به کسی بکنم. من فقط یک نکته را می گویم که  همیشه  مد نطر خود من هم بوده ودر حال حاضر هم هست و آن اینکه  من گاهی که در وبلاگها گشت و گذار می کنم ، بخش عمده ای از آن وبلاگها خیلی متعصب با یک مورد خاص برخورد می کنند. و این تعصب بیش از حدی که دارند، در آینده بیشتر خودشان را اذیت خواهد کرد. یک بعدی بودن و یک طرفه بودن و یک جانبه بودن نسبت به یک ماجرا خیلی خوش آیند نیست. بخش عمده ای از وبلاگهای موسیقی که من می بینم این مورد دامن گیرشان شده است. من را هم آزار می دهد و من مطمئن هستم که  بیشتر از هر کس  خودشان هم بعد مدتی  آزار خواهند دید. به دلیل اینکه یک نفر را در ذهن خودشان بزرگ می کنند و بزرگ می کنند و بعد مقدس می کنند، و سپس ممکن است  اینها بشکنند و اینجا خیلی اذیت خواهند شد که واقعا خیلی از این مواردی که من می بینم شکستنی هستند. این موردی است که من فکر می کنم  که یک مقدار با احتیاط و یک ذره با بینش بیشتر و سنجیدن زوایای مختلف، نگاه گسترده تر به ماجرا ها و عمیق تر نگاه کردن به نکات، برای کار آنها خیلی موثر تر خواهد بود.

 از اینکه وقت خود را در اختیار وبلاگ « همنوا با سوز نی » گذاشتید بسیار سپاسگزارم.

سوم اردیبهشت 88

با تشکر از دوست عزیز آرپژ تیموریان که در ویرایش متن قبول زحمت فرمودند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 3:43  توسط عطا نويدی  |