تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

عصیان ِ کلیدر

 نگاهی به کنسرت مشترک درویشی علیزاده و مسائل حاشیه اي آن
 
به یقین میتوان گفت کنسرت مشترک علیزاده - درویشی یکی از مهمترین اتفاقات موسیقی یکی دو سال اخیر بود. این برنامه به مدد تبلیغات وسیعی که چه از سوی برگزار کنندگان و چه از سوی خود اهالی موسیقی به انجام رسید، اهمیتش بیش از آن نمود که باید. مسلما این کنسرت نیز مانند هر اجرایی حواشی فراوان داشت اما آنچه این حواشی را مهم و کمی قابل تامل میکند اظهار نظر اهل فن در مورد این کنسرت است که اتفاقا این قشر از مخاطبان، کمتر در مورد کنسرتی لب به انتقاد میگشایند! در اینجا سعی شده تا گوشه ای از این بحث دنباله دار را از ابتدا تا کنون به منظر دید بگذارم...

دوستان محترم میتوانید ادامه  مطلبی که تازه نوشتم را در  گفتگوی هارمونیک بخوانید .یا از لینک زیر مستقیما این مطلب را مشاهده کنید :

     عصیان ِ کلیدر (I)           عصیان ِ کلیدر (II)

    عصیان ِ کلیدر (III)        عصیان ِ کلیدر (IV)

      عصیان ِ کلیدر (V)         عصیان ِ کلیدر (VI)

دوستان عزیز میتوانید کل نوشته را یکجا در ادامه ی مطلب ببینید :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 22:19  توسط عطا نويدی  | 


نوشته ای بر آلبوم "سوگواران خموش"

 

نوشته ای بر آلبوم "سوگواران خموش"

 

جلد

 

پیش از آنکه به بررسی خود اثر سوگواران خموش بپر دازیم لازم است  در بارهی خالق اثر یعنی پژمان طاهری بیشتر بدانیم. "پژمان طاهری " نوازنده ی سنتور و آهنگساز و فارغ التحصیل دانشکدهی هنر های زیباست .اولین  آهنگسازی اش را در دوران دبیرستان برای ساخت موسیقی فیلم 8 میلی متری "یک الف ناقابل" و" تیتراژ" آعاز کرد. تحصیلات تکمیلی را تا درجه ی دکترا با موضوع  "چهارده استيل متفاوت در رديف موسيقي ايراني " در اتریش ادامه داده . از محضر اساتیدی همچون : مجید کیانی ،و محمد رضا لطفی  بهره برده .  در اجرای آلبوم یادواره ی نورعلی خان برومند و اجرای کنسرت در اروپا با گروه شیده همکاری داشته . خود این همکاری ها را بسیار بالاتر از یک کلاس درس ارزیابی میکند . در ادامه با استاد محمد رضا شجریان همکاری های وسیعی در زمینه ی ضبط سه اثر برای وی داشت . و تصانیف مرحوم عبدلله دوامی و به روایت استاد شجریان را در قالب یک کتاب آوانگاری و تنظیم برای گروه کرد . وی با خوانندگانی همچون علی اضغر شاه زیدی و علی رضا قربانی همکاری داشته . اخیرا به همراه شهرام ناظری در اروپا (اتریش)کنسرتهای متعددی ار به روی صحنه برد . آلبوم" سوگواران خموش" با خوانندگی علی رضا قربانی حاصل یکی از کنسرتهای وی در سال 1385ا به همراه " گروه ایرانی " با سرپرستی خود  است که در ابتدای سال 86 بازار آمد .

 

پژمان طاهری بسیار شیفته و شیدای پرویز مشکاتیان است . میتوان مشاهده کرد آهنگسازی وی تا حدود بسیار زیادی تحت تاثیر آثار مشکاتیان است . تر کیب کلی سازها و نقش محوری سنتور در اثر خود شاهد این ماجراست .

آلبوم  با مقدمه ای در دستگاه همایون شروع میشود . قطعه ی "مقدمه" زیبایی خاصی دارد و بر خلاف آثار امروز که متاسفانه ملودی پردازی فدای ریتم میشود،قطعه آهنگ خودش را حفظ میکند وبا چرخشهای مختلف و گوش نواز  هرگز شنونده را خسته نمیکند . استفاده ی بجا و صحیح ازصدای  سه تار و دایره و نی و به طور کلی صدای هر کدام از سازها و همچنین عدم تکرار نت قبلی در این سازها  دیگر  ویژگی این قطعه میباشد.

در ادامه ی اثر ساز  آواز شنیده میشود که در در آمد همایون با غزلی از" سایه" شروع میشود و اشاره به دیگر گوشه ها دارد . مطلع غزل چنین است " بگذار که از این شب دشوار بگذریم..."و این خود نشان دهنده ی روند اثر است . "طاهری " در مصاحبه ای مطبوعاتی این اثر را در خور حال جامعه دانسته . از کل کار اینچنین بر می آید که مقصود وی انتخاب اشعار با لحنی معترضانه به احوال روزگار میباشد .

قسمت اول ساز و آواز با این بیت پایان می یابد : " دریاب بال خسته ی جویندگان که ما /در اوج آرزو به هوای تو می پریم" كه قدمه ای بجا برای تصنیف زیباي " ايران هنگام كار است "  ميباشد. 

تصنیف "ایران" ساخته ی درویش خان است وتابه حال نگارنده آن را نشنیده بود . اشعار تصنیف  شعار گونه نیست و این خود امتیازی برای اثر است  .

ساز و آواز قسمت دوم در بیداد  شروع میشود با ادامه ی شعر سایه: " ای روشن از جمال تو آئینه ی خیال ..." در ادامه اشاراتی به عشاق دارد .

آلبوم با "ضربی معکوس" ادامه پیدا میکند . سنتور همانند دیگر قطعات نقشی اساسی در این قطعه دارد و تمام اثر بر محوریت ستنور میگردد . نمیدانم چرا شنیدن این قطعه مرا به یاد آهنگی از پروز مشکاتیان که بر تاثیر از شعر مولوی (یک دست جام باده و یک دست زلف یار) ساخته بود ، میاندازد.

پس از "ضربی معکوس " ادامه ی ساز و آواز را میشنویم که در بین این قسمت نیز "پژمان طاهری " چهار مضراب کوتاهی را اجرا میکند  و در پایان قسمت ششم اثر فرود به همایون را داریم که با این بیت فرود انجام میشود " مائیم سایه که از تک این دره ی کبود / خورشید را به قله ی زرفام میبریم" این بیت مرا به یاد بیت دیگری از سایه میاندازد  که میفرماید "سایه زاتشکده ی ماست فروغ مه و مهر..." این رندی سایه را در شعر نشان میدهد همانند حافظ که فرمود " زین آتش نهفته که در سینه ی من است/خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت" . ظریفی سایه را حافظ زمان میخواند و هر چه در اشعار این مرد می نگرم درمیابم که وی بیهوده نگفته است.

شاید تصنیف "سرباز جهاد" در کل اثر  به یک جهت بی نظیر باشد . شعری از " شهریار " را در این قطعه میشنویم بجز یکی دو مورد در آثار موسیقی ،اشعار شهریار زیاد مورد عنایت آهنگسازان نبوده و این یکی از مواردی است  که باید برای آهنگسازان مورد توجه قرار گیرد . در میانه ی تصنیف (...انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم) اشاره ای ظریف و زیبا به " به یاد گذشته  " استاد ابولحسن صبا دارد. و سپس تصنیف در همایون فرود میکند و با همان جمله ی "انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم " به پایان میرسد .

در قسمت هشتم اثر دوبیتی " فریدون مشیری " با  ساز و آواز "طاهری" و "قربانی " خوانده میشود. که به نظر من دو اشکال دارد . یکی اینکه شعر بیشتر عاشقانه است  و با کل اثر که ساختاری معترضانه دارد همخوانی ندارد . بخصوص پس از تصنیف "سرباز جهاد" این ناهمخوانی در اشعار بیشتر حس میشود . و دوم اینکه نمیدانم "پژمان طاهری " چه اسراری همنوازی آواز توسط خود دارد ؟ شاید اگر لااقل این قطعه ی آوازی با کمانچه همراه بود هم از یکنواختی خسته کننده ی اثر کاسته میشد و هم با قطعه ی بعدی که  با کمانچه شروع میشود هم آهنگی بیشتری داشت .از یاد نبریم که آثار استاد" فرامرز پایور " دوویژگی منحصر به فرد داشت .یکی اینکه هر گز سنتور نقشی برجسته در قطعات نداشت و همیشه صدای سنتور و دیگر سازها یکسان بود .دوم این است که استاد پایور هیچگاه در آثار با کلام  تنها همنواز آواز نبودند و همیشه همنوازی آواز را بین اعضای گروه تقسیم میکردند . این نکته ایست که باید آهنگسازان جوان به آن توجه بیشتری داشته باشند  تا از یکه تازی در آثارشان بپرهیزند .

 تصنیف سوگواران خموش که اثر نیز به همین عنوان نامگذاری شده، یکی از برجسته ترین قطعات این آلبوم است . "سوگواران خموش " شعری زیبا از استاد شفیعی کدکنی دارد . متاسفانه بسیاری از آثار باکلام امروزی همخوانی بین شعر و آواز ندارند .این ضعف در آثار "پژمان طاهری" دیده نمیشود . آهنگ بر روی شعر مینشیند و شنونده هرگز احساس خستگی نمیکند . در اجرای بیت اول و دوم شعر میشنویم "سوگواران تو امروز خموشند همه /که دهانهای وقاحت به خروشند همه ... گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست /زان که وحشت زدهی حشر وحوشند همه" و پس از آن سکوتی به جا برای سازها را میشنویم که تنها سنتور چند نت را به صورت مقطع اجرا میکند و سکوت سوگواران را تداعی میکند . در بیت سوم "آه از این قوم ریایی که در این شهر دو رو / روزها شحنه و شب باده فروشند همه" شاید بتوان گفت اشاره ای  به غزل معروف حافظ دارد با مطلع "واعظان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند..." . نکته ی دیگر این تصنیف در دوبیت آخر آن است جایی که میشنویم "گرچه شد میکده ها بسته و یاران سرمست / مهر برلب زده وز نعره خموشند همه... به وفای تو که رندان بلاکش فرد ا/ جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه " معنی دوبیت به هم وابسته است و نوعی شرط در خود دارد .توجه آهنگساز به این نکته منجر به عدم گسست بین شعر و موسیقی شده.

در قسمت بعد ی تصنیف " آواز کرک " بر روی شعری از  "مهدی اخوان ثالث " را می شنویم که گویا به دلایلی توسط وزارت ارشاد از اثر حذف شده . این تصنیف را می توان زیبا ترین قطعه ی با کلام اثر نامید . " پژمان طاهری " به خوبی توانسته بر روی" شعر نو" آهنگ بسازد . تصنیف با همخوانی گروه شروع میشود و صدای قربانی با زیبایی خاصی وارد میشود . از تکرار ملودی پرهیز شده و کار در نوع خود بی نظیر است .

آواز "قربانی"  یک مشخصه  ی خاص دارد . اوج را بسیار باقدرت و زیبا میخواند ولی گاهی صدا را در گلو میاندازد و که این کار زیبایی آوازش را کم میکند . در عین قدرت بسیار شفاف میخواند و اشعار را درست تلفظ میکند . ولی در خواند " بم " کمی مشکل دارد. تحریر هایش ضعیف میشود . همانطور که در دوبیتی فریدون مشیری میشنویم ، قربانی نمیتواند تحریر ها را به خوبی ادا کند . اما در هر حال میتوان در صدایش مشخصه های جدیدی را مشاهده کرد . تقلید او بسیار کم شده و مثل خودش میخواند !.

در مجموع "سوگواران خموش " اثری زیباست . نباید -بر خلاف اظهارات خالق اثر- از آن انتظار گامی نو در جهت حیات گروه نوازی  داشت ! این آلبوم ، یک اثر شاخص در نوع خودش است و امروزه شنیدن اینگونه آثار را باید غنیمت بدانیم . میتوان با اندکی چشم پوشی  ازشنیدن آن لذت برد .

 

نوشته شده توسط عطا نویدی  

منبع :

۱. روزنامه ی اعتماد ملی آبان ماه۱۳۸۵

۲.  فصلنامه ی موسیقی مقام شماره ی ۷ بهار و تابستان ۱۳۷۹

۳. خبر گزاری مهر نیوز


 تصنیف " آواز کرک " از مجموعه ی "سوگواران خموش"  با شعر ی از مهدی اخوان ثالث که بنا به دلایلی مبهم باوجود استقبال مخاطبان از این آلبوم حذف شده را می توانید از  اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 1:21  توسط عطا نويدی  | 


نوشته ای برمقاله ی «شجریان زدگی»:

 صد نکته غیر حسن

        صد نکته غیر حسن بباید که تا کسی          مقبول طبع مردم صاحبنظر شود

دوست عزیز، جناب آقای فرید دهدزی

باید عر ض کنم که از مصا حبت شما و همچنین از مطالعات مقالات ودست نوشته های شما مطالب بسیاری را آموختیم واذعان دارم که کار جناب عالی بی نظیر است.

بعد از خواندن مجموعه مقالات شما در سایت "سوره مهر"مقاله جنجال برانگیز شما با عنوان "شجریان زدگی" را مطالعه کردم . در هنگام مطالعه خود را نه به عنوان یکی از شیفتگان صدای استاد محمد رضا شجریان بلکه به عنوان یک مخاطب که سالهاست با شجریان وصدایش وزندگی اش آ شنایم قرار دادم .

بدیهی است نکاتی به نظر آمد که با توجه به شناختی که از شخصیت شما دارم،  بر آن شدم تا آنها را بیان کنم . در ابتدا امیدوارم دراین نوشته هرگز دجار تعصبات کور که متاسفانه گریبان گیریبان گیر اغلب مردم وحتی صاحبنظران می باشد، نشوم .

همانطور که در سخنرانی ام در نشست شیراز بیان کردم ، اعتقادم بر این است که دولت ایران پس و حتی پیش از انقلاب آنچنان که باید و شاید به امر موسیقی توجه نکرده .

موسیقی امری است شنیداری و حتی امروزه شنیداری – دیداری ، که باید از رسانه خاص دولت که همان صدا و سیما ست تبلیغ و پخش شود که همانطور که مطلعید هرگز به پخش آن همت نگذاشته اند و تمامی توجهات قانونی که باید به این هنر چند هزار ساله بکنند را از خود سلب کرده اند که در قبل مفصلا به آن پرداختم . موسیقی در ایران و با وقوع انقلاب تابع شرایطی شد که فقط محض یادآوری آن را بیان می کنم .

در ابتدا به ان حکم حرام دادند ( کاری که آیات عظام نیز هنوز به آن تاکید دارند ).در برهه ای از زمان موسیقی را نوع بندی کردند ( به صورت خوب و بد ) و موسیقی خوب را آزاد گذاشتند . و حال معیار سنجش آقایان حکومتی برای ارزیابی موسیقی چه بود بماند ، که خود می دانند آنان در امور و مسائل هنری از جهل مرکب ( نه بسیط ) برخورداند . متاسفانه متاسفانه حکومت همواره سعی در زیر سلطه بردن موسیقی و هنرمندان بوده و خود نیز اشاره دارد که گروههایی مثل معارف و شیدا از طرف دولتمردان تشویق به ارائه آثار سفارشی می شدند تا ضامنی باشند برای بقای گروه و کارشان . پس از انقلاب جوانهایی که در گذشته از اوضاع فرهنگی نا راضی بودند اینک تنها بازماندگان بشمار می رفتند . گروههایی مانند " پایور" و " اساتید " که از هنرمندان طراز اول تشکیل شده بودند و برای ادامه کار و احتمالا برای همگامی برای جامعه ای مسخ شده در برابر اتفاقات انقلابی ، به ارائه آثار مردمی – انقلابی زدند . و همانطور که استاد شجریان در انتهای یک نوار خصوصی ( احتمالا در نوشهر ) بیان می کند همه در غم اشتباه جانسوز که گریبان همه را گرفته می سوزند ( قریب به مضمون ) . ابتهاج در ابتدا شخصی ( ! ) را به " خورشید خجسته " تشبیه می کند و لطفی برای آن شعر آهنگ می سازد و شجریان ان را می خواند اما چه زود دیدیم که اثری از آن یاران نماند .اشخاصی مانند  عبدالوهاب شهیدی به خاطر مسائل سیاسی خود به خود از میدان موسیقی خارج شدند . هنرمندان بهایی مسلک از میان بر چیده شدند و هر یک به سویی از جهان گریختند . آنهایی که به احزاب سیاسی ( مانند توده و ... ) گرایش داشتند یا افکار کمونیستی در سر داشتند مانند ابتهاج و لطفی و چند تن دیگر جدای وطن کردند . ...

 

بقیه مقاله در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 23:49  توسط عطا نويدی  | 


نقد 22 جشنواره + دانلود

 

نقد 22 جشنواره :

 جشنواره یاهمان فستیوال ، آیینی است که در بساری از کشور های جهان برای مو ضوعات هنری یا حتی غیر هنری (مثل جشنواره غذاو پوشاک) برگزار میشود.در تمام جشنواره ها رسم بر این است که بوسیله ی فراخوانی تمامی علاقه مندان به شرکت در جشنواره رادعوت میکنند تا پس از گذراندن مراحل گزینش در آن شرکت کنند . از پر طرفدارترین و و بزرگترین جشنواره ها در سراسر جها ن ، جشنواره  های فیلم میباشد. و میتوان گفت جشنواره  های موسیقی در رده ی دوم قرار دارند . در ایران نیز پس از انقلاب  جشنواره های فیلم موسیقی و تاتر فجر آغاز به کار کردند . از خصوصیات بارز جشنواره ها این است که هنر مندان میتوانند حاصل تلاش یکساله ی خود را به نمایش گذارند  و در این میان مردم و صاحب نظران و منتقدان نیز در مورد قضا وت کنند . در پا یان هر جشنواره به برترین آثار ارائه شده جوایزی اعطا میشود .هنرمندان برتر معرفی میشنود . نقد و نظر در باب آثار ارائه شده  توسط منتقدان گفته میشود . شاید اصولا جشنواره ها به این خاطر باشد که هنرمندان خود را محک بزنند و تلاش کنند آثارشان در سال آینده نیز برتر باشد . .

حال می پردازیم به جشنواره موسیقی فجر که 22 دوره آن در ایران برگزار شده و در آن گروهها ی داخلی و خارجی حضور دارند . شاید هیچکدام از مشخصات جشنواره های جهانی با جشنواره موسیقی فجر  همخوانی نداشته باشد . در ایران جشنواره ها اصولا راکد میباشند . فاقد هرگونه نو آوری است و این دلیلی ندارد به جز عدم وجود رقابت در میان هنرمندان . در جشنواره ی موسیقی فجر سالهاست شاهدیم که چیزی به نام جایزهبه معنای واقعی وجود ندارد . جایزه ها عموما تشریفاتی است . و بیشتر به  مراسم تجلیل میماند تا فستیوال!!

در جشنواره ها ی موسیقی فجر بزرگان موسیقی یا شرکت نمیکنند یا اگر هم اجرایی داشتند یابه صورت تکنوازی و یا به صورت افتخاری ست.

برخلاف جشنواره فیلم فجر که در تمام سالها شاهد حضور سینماگران و هنرمندان تزار اول در این رشته هستیم. بزرگانی همچون مهرجویی بیضایی حاتمی کیا مجیدی و... هر ساله آثار خود را به جشنواره میرسانند و بدون هیچ غرض ورزی و استفاده از نام، منتظر می مانند تا ببینند که آیا جایزه ای نصیبشان میشود یاخیر .

جشنواره اینگونه است!

 

آسیب شناسی:

الف - نقش مسئولین و برگزار کنندگان:

جشنواره زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ست. این وزارت خانه و در رده های پایین تر، دبیرخانه،

هیچ کوششی در جهت  به وجود آوردن رقابت در جشنواره ننموده اند و عموما هنر مندان و گروهای بزرگی که در جشنواره اجرایی دارند ، اجرایشان بیشتر به کنسرت میماند . این نوع برگزاری به هیچ وجه درخور جشنواره نیست جشنواره موسیقی باید نشان دهنده ی پتانسیل  موسیقایی باشد . وقتی به جداول برنامه ها در جشنواره نگاهی میاندازیم ، اسامی هنرمندان بزرگی چون : هوشنگ ظریف(درقالب گروه پایور) ، مشکاتیان (درقالب گروه عارف)،حسین علیزاده ،عندلیبی ها (گروه مولانا) ،ضرابیان(گروه سماع)،ساکت(گروه وزیری)

جلال ذوالفنون(گروه ذوالفنون) ، محمد رضا لطفی ، محمد رضا شجریان، شهرام ناظری(با گروههایی چون مولوی و چکناویان)، کامکارهاو آثاری از اساتید بی نظیر حسین دهلوی، کامبیز روشن روان، و ...

به چشم نمیخورد.

آیا این هنرمندان تمامی سرمایه ما از موسیقی نیستند ؟

حضورنیافتن مداوم این اساتید در جشنواره های موسیقی فجر، دلیلی ندارد بجزعدم تلاش مسئولین و برنامه ریزان این جشنواره ها. حضور این بزرگان شریطی خاص را میطلبد .جشنواره موسیقی فجر دارای نقصان نیز هست :

بارها شاهد بودیم که میانه ی سال جشنواره هایی باعنوان موسیقی مذهبی یا موسیقی جهان اسلام و ...برگزار شده که  عقیده دارم تمامی این ها باید در یک جشنواره ادغام شود .

گرچه موسیقی پاپ و به طور کلی موسیقی عامه پسند یا موسیقی جوان هرگز ریشه ای در فرهنگ ایرانی ندارد اما خواه نا خواه این موسیقی وجود دارد و نمیتوان آن را انکار کرد . هرساله شاهد برگزاری کنسرتهای زیادی از این نوع موسیقی هستیم . آیا بهتر نیست  بخشی رادر جشنواره برای این نوع موسیقی در جهت هدفمند شدن و بهبود یافتن این موسیقی در نظر بگیریم؟

 مشکل دیگری که برای این جشنواره وجود دارد ، فصل نامناسب(زمستان)برای برگزاری جشنواره می باشد.مشکلاتی همچون سرما و ایاب ذهاب برای هنرمندان بخصوص علاقه مندان و دانشجویان (برگزاری امتحانات و شروع ترم جدید) که از شهرهای مختلف حضور پیدا میکنند، میتواند از رونق و شکوه جشنواره بکاهد

ب- نقش هنرمندان:

هنرمندان تاکنون تلاش کمی برای ایجاد خلاقیت در آثارشان انجام داده اند. بسیاری از هنر مندان جوان به صرف تقلید از گروه ها و هنرمندان بزرگ در جشنواره حضور داشته اند و در سوی دیگر بسیاری از هنرمندان بزرگ و اساتید متسفانه با در جا زدن در آثار قبلی شان سرمشق خوبی برای جوانان نبوده اند . اما از حق هم نگذریم ، در این میان گروها و هنرمندانی نیز بددند که با ارائه ی آثاری نو و خلاق به کیفیت جشنواره افزوده اند.

 راه کارها:

 

-         آماده کردن سالن ها بدون درگیر شدن هنرمندان .

-         آماده کردن و تهیه بلیط با قیمت مناسب و در خور شان هنرمند و ارائه سوبسید برای این بلیطها از طرف دولت درجهت آسان سازی تهیه از طرف مردم.

-         تضمین برای باشکوه برگزار شدن برنامه و عدم ایجاد مشکلات فنی و... به هنرمندان .

-         انتخاب هیات داوران از میان نخبگان موسیقی .

-         برگزاری جشنواره در جند بخش مجزا:موسیقی ایرانی، تکنوازان، موسیقی کلاسیک(غربی)، موسیقی مذهبی، موسیقی تعزیه ، موسیقی حماسی ،موسیقی جوانگرا، بخش گروهای خارجی.

-         برگزاری بخهشها جنبی : نشست ها ، نقد موسیقی، کنسرت پژوهشی،سخنرانی و..

-         انتخاب فصلی مناسب برای جشنواره.

-         هنرمندان با آماده کردن سالی یک  یا دو برنامه و تلاش در جهت بالا بردن کیفیت آثارشان میتوانند

      کمک شایسته ای به برگزار شدن جشنواره ای با فاکتور های مورد نظر و

      استاندارد جشنواره های بین المللی بنمایند.

-         اهدای جایزه به گروها و موسیقی  برتر هریک از بخشها بدون توجه به نام و سابقه هنرمندان.

-         انتشار و یا کمک مالی به انتشار آثار برتر .

 

امید است جشنواره  موسیقی فجر بتواند زمانی باعث و بانی پیشرفت موسیقی این مرز و بوم باشد.

 

 

با احترام

عطا نویدی

دیماه 85


دانلود:

 آخرین اجرای مرغ سحر توسط ارکستر ملی ایران به رهبری استاد فرهاد فخرالدینی و خوانندگی علیزضا قربانی را تقدیم میکنم که در روز 13دیماه85 در بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر اجرا شده

مرغ سحر -قربانی

مصاحبه با حمید رضا نوربخش و تهمورس پور ناظری در مورد اجرای گروه تنبور شمس و ارکسر اوکراین در در بیست و دومین جشنواره موسیقی فجر(14/دیماه/85)

مصاحبه با نوربخش

مصاحبه با تهمورس پور ناظری

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 14:21  توسط عطا نويدی  |