تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

هدیه ای از جشنواره

گروه آوازی تهران - عکس از عطا نویدی

به زعم من یکی از برترین اجراهای جشنواره ی امسال که بر خلاف اجراهای دیگر با استقبال فراوان مواجه شده بود برنامه ی گروه آوازی تهران به رهبری میلاد عمرانلو بود که به واقع اجرایی بی نظیر و نو آورانه را به صحنه ی تالار رودکی برد. عمرانلو پیش از اجرا به احترام سه استاد درگذشته ی موسیقی امسال (فرامرز پایور - پرویز مشکاتیان - شهریار فریوسفی) یک دقیقه سکوت اعلام کرد و در همان آغاز سه قطعه را از این سه استاد موسیقی اجرا کرد. قطعه ی اجرا شده از استاد پرویز مشکاتیان، همان تصنیف به یاد ماندنی و زیبای رزم مشترک بود که با تشوییق فراوان تماشاچیان مواجه شد. این تصنیف از طریق دوربین من ضبط شد و صوت آن فردای روز اجرا از برنامه ی مضراب از رادیو ایران صدا پخش شد. در مراسم اختتامیه ی جشنواره نیز دوست گزارشگر، امیر خلیلی با میلاد عمرانلو مصاحبه ای داشت که این مصاحبه با تکرار تصنیف رزم مشترک در برنامه ی پایانی مضراب پخش شد.

امیر خلیلی - میلاد عمرانلو

به دلیل زیبایی و نو آوری بالای این اجرا بر آن شدم تا کلیپ تصویری آن را برای نخستین بار در اینترنت قرار دهم . در ضمن خواننده ی میهمان در این اجرا وحید تاج است

»کلیپ تصویری تصنیف رزم مشترک با اجرای گروه آوازی تهران در جشنواره ی بیست و پنجم موسیقی فجر به سر پرستی و تنظیم میلاد عمرانلو

قابل ذکر است:این اجرا بدون نقص و ژوست بوده، اگر مقداری فالشی از صدا یافت می شود تنها به علت پایین آوردن حجم و البته ضبط صدای با دستگاه معمولی می باشد

میلاد عمرانلو  - رهبر گروه آوازی تهران

گروه آوازی تهران به احترام سه موسیقی دان درگذشته ی سال ۸۸ یک دقیقه سکوت کردند

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 19:42  توسط عطا نويدی  | 


و می دانم، تو روزی باز خواهی گشت

این مطلب را تقدیم می کنم به مهربانانی که در کنارم، در وطنم نیستند، اما مهری عمیق پیوند جانهایمان شده. اگر چه فاصله ی زمینی مان بسیار است اما عشق، همچون ریشه در خاک دلهایمان چنگ زده و مارا چشم انتظار دیداری دوباره کرده.


تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من ترا بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسرده است.
دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است.


غم این نابسامانی همه توش و توانت را زتن برده است.
تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان است.
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است.
تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران
تو را این خشکسالی های پی در پی
تو را از نیمه ره بر گشتن یاران
تو را تزویر غمخواران ز پا افکند
تو را هنگامه شوم شغالان
بانگ بی تعطیل زاغان
در ستوه آورد.


تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سوی گندمزار
طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است
تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت
تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت
که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است
تو با چشمان غمباری
که روزی چشمه جوشان شادی بود
و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست
خواهی رفت.
و اشک من ترا بدرود خواهد گفت


من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
 و می دانم
   تو روزی باز خواهی گشت

» بشنوید: تصنیف ریشه در خاک، شعر فریدون مشیری، آهنگساز پژمان طاهری، با صدای پژمان طاهری و مهسا وحدت. اجرای گروه ایرانی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 0:41  توسط عطا نويدی  | 


تصنیف «دلبر عیّار» به یاد پرویز مشکاتیان منتشر شد

تصنیف «دلبر عیّار» به یاد استاد پرویز مشکاتیان منتشر شد. رهام سبحانی این تصنیف را در مایه ی ابوعطا و بر روی شعری از مولانا ساخته است. این اثر با صدای حسین علیشاپور و هاله سیفی زاده برای نخستین بار از این وبلاگ منتشر می شود

جلد طراحی شده برای «دلبر عیار»

تصنیف  با تکنوازی تار رهام سبحانی در مایه ی ابو عطا آغاز می شود و سپس صدای عود به آن اضافه می شود و در ادامه به آرامی  سازها با هم همراه می شوند. با توجه به زمان تصنیف(حدود هفت دقیقه) مدت مقدمه ی آن بسیار معقول و مناسب به نظر می رسد. در نیمه هایی دقیقه ی دوم اثر، همخوانی حسین علیشاپور و هاله سیفی زاده را شاهد هستیم و سپس تکخوانی صدای مرد و زن را به ترتیب شاهدیم. با آنکه صدای کمانچه در جواب خواننده نمود فراوان دارد، اما هرگز صدایی خسته کننده و گوش خراش به گوش نمی رسد و این حاکی از تنظیم بسیار قوی و دقیق دارد. در این اثر با آنکه از تغییر ملودی به صورت چشمگیر خبری نیست و در واقع کل آهنگ از همان ملودی اولیه تبعیت می کند، اما هر جمله دارای شخصیتی جداگانه است و از تکرار پرهیز شده و تصنیف مختصر و مفید تاثیرگذار است.

 «دلبر عیّار» به خوبی نشان می دهد در موسیقی ایرانی ظرفیتهای فراوانی وچود دارد. ظرفیتهایی همچون نوازندگی، خوانندگی، آهنگسازی و تنظیم و گروه نوازی.

 حسین علیشاپور دارای صدایی با وسعت بسیار است. او در خواندن هیچ عجله نکرد و با صبر آموخت و خودش را از نظر دانش و احساس غنی کرد و اینک آهسته آهسته جای خود را در موسیقی باز می کند. صدای علیشاپور از آن خود اوست و هیچ تقلیدی در صدایش دیده نمی شود. این خصوصیات به اضافه ی دیگر نکته هایی که در این مجال نمی گنجد آینده ی بسیار درخشانی را برای علیشاپور رقم زده است. به امید اینکه او نیز خود را در همین راه ثابت قدم نگاه دارد.

در بـُعد آهنگسازی و تنظیم و سرپرستی گروه،با توجه به فقدان دو سرپرست گروه معاصر (پایور و مشکاتیان) که بیشترین تاثیر را بر گروه نوازی و تنظیم و آهنگسازی داشته اند، این اثر بهترین هدیه به آن دو بزرگوار است. علی الخصوص استاد پرویز مشکاتیان که این اثر به بهانه ی درگذشت او ساخته شده است. رهام سبحانی نیز سعی کرده در این اثر بهترین ها را به پرویز مشکاتیان تقدیم کند و با توجه به محدودیتهایی که برای او وجود دارد باید گفت او از پس این مهم بر آمده. او با مناعت طبع خاصی بی هیچ چشم داشت مادی این اثر را دقایقی پس از میکس نهایی در اختیار وبلاگ «همنوا با سوز نی» قرار داد تا هر چه سریعتر به دست دوستداران موسیقی ایران و علاقه مندان استاد فقید پرویز مشکاتیان برسد.

رهام سبحانی در یادداشتی از احساس خود در مورد این تصنیف چنین می گوید:

هرگز نمی پنداشتم روزی در فراق استاد بزرگوار و آهنگساز یکه تاز موسیقی، دست به قلم برده و شکسته آهنگی بنویسم. با اینکه یقین دارم پیشکش کردن آهنگ به استادی که حرف اول و آخر را در موسیقی و آهنگسازی زده است جسارتی بیش نیست، ولیک با ساختن «دلبر عیار» از میزان غم و اندوهی که سراسر وجودم را فراگفته اندکی کاستم.
روانش شاد

رهام سبحانی/
دیماه۱۳۸۸

یادداشت حسین علیشاپور :

چندی پیش دوست عزیزم رهام سبحانی آهنگی را برای خواندن به من پیشنهاد داد. وقتی شنیدم بسیار لذت بردم و وقتی فهمیدم این آهنگ به یاد استاد مشکاتیان ساخته و نوشته و اجرا شده بسیار مشتاق تر شدم. بالاخره پس از طی کردن مشکلات فراوان این آهنگ آماده شد و برای اولین بار از طریق اینترنت در دسترس دوستانو علاقه مندان قرار گرفت.

امیدوارم با این اجرا بتوانم دین خود هر چند ناچیز را به استاد مسلم موسیقی ایران، پرویز مشکاتیان ادا کنم.

حسین علیشاپور/دیماه ۱۳۸۸ 

در ادامه ی مطلب تصنیف دلبر عیّار را با سه حجم متفاوت می توانید دانلود کنید.

توضیح اینکه در لینک اول کیفیت و حجم به صورت اصلی است و همان است که توسط آهنگساز به وبلاگ فرستاده شد.

آهنگساز و تنظیم کننده : رهام سبحانی
خوانندگان: حسین علیشاپور، هاله سیفی زاده
شروین مهاجر: کمانچه
نوشین پاسدار: عود
 سجاد خانقاهی: سنتور
کامران منتظری: تنبک
رهام سبحانی : تار، تارباس، دف

تصنیف «دلبر عیّار» با کیفیت اصلی

     persiangig                              4shared

        

  دانلود تصنیف «دلبر عیّار» با کیفیت خوب: 4shared     persiangig

 دانلود تصنیف «دلبر عیّار» با کیفیت متوسط: 4shared     persiangig

«دلبر عیّار»

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی​دارم

زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم

جان من و جان تو گویی که یکی بوده​ست

سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم

رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت

گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم

گرد دل من جانا دزدیده همی​گردی

دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم

مولانا


مطالب مرتبط:

»گفتگو با رهام سبحانی، آهنگساز

»نغمه هایی به رنگ وطن

»یک تصنیف جدید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 17:56  توسط عطا نويدی  | 


در چهلمین روز فقدان پدر سنتور نوازی ایران

نوزدهم دیماه مصادف است با چهلمین روز درگذشت استاد فرامرز پایور. این مطلب را به همین مناسبت در چند بخش تقدیم می دارم به ایشان و تمامی موسیقی دانان و دوستداران موسیقی ایران.

در بخش اول: یادداشتی را که به همین مناسبت نوشتم و در خبرگزاری مهر  منتشر شد را به نظر دوستان می رسانم:

پایور مرد عمل بود نه حرف

 استاد فرامرز پایور مردی بی حاشیه بود که هیچ گاه زندگی شخصی اش را در کار دخالت نداد. کم مصاحبه می کرد، کمتر حرف می زد و بیشتر مرد فکر و عمل بود.

به گزارش خبرنگار مهر فردا مصادف است با چهلمین روز درگذشت استاد فرامرز پایور؛ هنرمندی که به حق نقش سترگی در جریان موسیقی کشوردر نیم قرن گذشته داشته است؛ یادداشت ذیل رابه مناسبت چهلمین روز درگذشت این هنرمند برجسته می خوانیم:

از آن روز که در یک برنامه ی رادیویی از استاد ابوالحسن صبا پرسیده شد : "بهترین شاگرد شما کیست؟" و صبا با تبسمی  پاسخ داد: "آینده گاه در این مورد قضاوت می کند"، تمام نگاهها، بی هیچ شک و شبهه ای به سوی فرامرز پایور معطوف بود چرا که تنها کسی که توانست شاگرد برحق صبا معرفی کند و راه او را ادامه بدهد و در عین حال به آن تکامل بخشد، پایور بود.

او از صبا علاوه بر نت و تکنیک، ر دیف ایرانی را نیز آموخت و برای نخستین بار ردیف صبا را برای سنتور تنظیم و نت نگاری کرد. خاصیت پایور این بود که با استفاده از اصالت موسیقی ایران، در سنتها غرق نشد و همواره نگاهی رو به جلو داشت. او یک موسیقی دان خلاق بود و پا به پای تکنوازی های بی بدیل که همواره الگوی نوازندگان پس از خودش بود، در ارکستراسیون و گروه نوازی نیز قدمهای بزرگی را برای موسیقی برداشت. البته در این راه همراهانی همچون استاد حسین دهلوی داشت که آثار مانگاری را از همکاری این دو استاد بر جای مانده. ناگفته نماند کتاب دستور سنتور وی بیش از پنج دهه برترین کتاب آموزشی برای هنرجویان است.

همواره در اخلاق پایور نظمی خاص نهفته بود و بی شک این نظم در کار موسیقی او نیز تاثیر داشت. از این جهت بود که پایور در سرپرستی گروه ایرانی مانند رهبر ارکسترهای غربی عمل می کرد و این چیزی بود که پیش از پایور دیده نشده بود. تقریبا تمامی نزدیکان و شاگردان و همکاران پایور نظم را بارز ترین خصوصیت اخلاقی و کاری وی می دانستند و خواه نا خواه شاگردان و همکاران این خصیصه را با خود در دیگر گروههای موسیقی بردند.

اگر چه در ابتدا نوعی اختلاف ظاهری مابین شاگردان هنرستان و شاگردان حفظ اشاعه دیده می شد اما همین شاگردان مرکز حفظ و اشاعه وقتی به کار جدی ارکستری موسیقی روی آوردند مجبور به استفاده از همان نظم پایور شدند تا بتوانند موفق باشند. فرامرز پایور شاگردان بسیاری را نه تنها در سنتور بلکه در موسیقی ایران تربیت کرد چه بسیارند تارنوازان و نی نوازان و خوانندگان و ... که همواره به راه پایور در موسیقی می اندیشیدند و او را به عنوان یک استاد می پنداشتند و می پندارند.

بارها شاهد بودیم که اساتید موسیقی داعیه ی جوانگرایی سر داده اند اما درعمل آنچه دیده ایم بسیار با گفته ها تفاوت دارد. اگر چه پایور هیچ گاه شعار جوانگرایی – به این شدت - سر نداد اما اگر نیم نگاهی به اسامی کسانی که با وی کار کرده اند بیاندازیم، درمیابیم او بیش از هر کسی جوانان را قدر می نهاد و و به آنها میدان می داد. حتی با وجود جو همیشگی خواننده سالاری در موسیقی ایران، او هراسی از مطرح شدن نام یک خواننده ی جوان و بی نام و نشان در آثارش نداشت و برترین شاهد مثال نیز نام حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده ی آلبوم "پرده ی عشاق" بود.

پایور با جسارت کار می کرد و برای موسیقی خودش ارزش قائل بود. در مراسمی در دهه ی پنجاه وقتی مشاهده می کند یکی از مسئولین موسیقی هنگام نواختن گروه صحبت می کند، مضراب بر روی سنتور گذاشته بود و با تذکری ارزش موسیقی را به آنها یادآوری کرد. این صلابت و جسارت را در طول فعالیتش بسیار دیدیم همچنان که همواره در کارهایش نیز نمود فراوان دارد.

فرامرز پایور مردی بی حاشیه بود که هیچ گاه زندگی شخصی اش را در کار دخالت نداد. کم مصاحبه می کرد، کمتر حرف زد و بیشتر عمل کرد. کمتر کسی به جز نزدیکان و یاران و شاگردان دیرین او پس از ضایعه مغزی که یازده سال پیش که برایش اتفاق افتاده بود، توانستند به ملاقاتش بروند. او همچنان که خاموش در بستر بیماری رنج می برد و خاموش هم درگذشت. تنها منبعی که می توان به شخصیت فردی او پی برد، میراثی گرابنهاست که بر جای گذاشته؛ که این میراث چیزی نیست به جز آثار فراوان و ماندگار و بی نظیر او.

قطعا تاریخ هنر ایران زمین، پاییز 88 را از یاد نخواهد برد. ازدست دادن  دو هنرمند تاثیر گذار، دو سنتور نواز خلاق، یکی پرویز مشکاتیان و دیگری فرامرز پایور، ضربه بزرگی به موسیقی ایران است. در اینجا باید  خاطر نشان کرد اگر چه راه پایور نقطه ی پایان سنتورنوازی ایران نیست، اما راهیست که هر سنتور نواز باید از آن بگذرد تا به رشد برسد. پایور مرحله ای بزرگ از مراحل تکامل سنتورنوازی و گروه نوازی در موسیقی ایران است و هر سنتور نواز و آهنگساز و سرپرست گروه خواه ناخواه باید خود را وامدار این مرد بزرگ بداند.

» اصل این مطلب را در خبرگزاری مهر، اینـــــــجا بخوانید.

در بخش دوم: مصاحبه ای را از استاد پایور تقدیم میکنم که در  شماره ی نهم مجله ی وزین ادبستان در شهریور ماه ۱۳۶۸منتشر شده بود. این مصاحبه به صورت منتی برای دانلود گذاشته شده است.

استاد فرامرز پایور در مصاحبه با ادبستان : موسیقی را باید مردم بپسندند و اهل فن بپذیرند

مصاحبه ی متنی با استاد پایور

در بخش پایانی: آهنگی را از ساخته های هنرمند محترم، حسین پرنیا با صدای رضا رضایی را که در نکوداشت مقام هنری استاد فرامرز پایور با عنوان «نقش ماندگار» در آلبومی با همین عنوان منتشر شده بود را تقدیم می کنم.

نقش مانگار: به آهنگسازی حسین پرنیا و صدای رضا رضایی

آهنگ نقش ماندگار در نکوداشت مقام استاد پایور

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 14:48  توسط عطا نويدی  | 


مطالب قدیمی‌تر