تبليغاتX
: Ata Navidi 's weblog :وبلاگ عطا نویدی

ساز و آوازی شنیدنی

روز چهارشنبه (8-2-89) به دعوت دوست خوب و هنرمندم حسین علیشاپور با وی همراه شدم تا  شاهد اجرا و ضبط یک اثر موسیقایی با صدای وی در استودیو رهگذر هفت اقلیم باشم. پیش از رسیدن به استدیو توسط علیشاپور یا علیرضا هیربد آشنا شدم. پیشتر نیز به من گفته بود: «من نوازنده تار و سه تاری را سراغ دارم که واقعا تکنواز است و ملودی پرداز و دوست دارم بیشتر با او کار کنم». در راه استودیو،صحبت از آهنگسازی جدید و قدیم(به معنای گلهایی) شد. فقر ملودی در آهنگهای چند دهه ی اخیر بسیار مشهود است اما در آهنگهای گلهایی و سبک های قدیم تر ملودی حرف اول را در موسیقی می شند و بر خلاف دوره ی جدید که همه چیز بر پایه شعر و ریتم استوار است، پیشتر این دو عنصر نیز در خدمت ملودی بودند. به هر حال امروز نوعی بازگشت به عقب( نه از جهت پسرفت بلکه نگاه دوباره به زیبایی های گذشته) را در ذائقه دوستداران موسیقی و همچنین آهنگسازان شاهدیم.این ملودی پردازی را در تکنوازی و همچنین آهنگسازی علیرضا هیربد شاهد بودم. او با تاثر از نوازندگان قدیم تار همچون استادان شهناز، شریف، مجد و ... تکنوازی و می کند و به قول و گفته ی خودش این تفکر ملودی پردازانه را استادش فریدون حافظی در وی متبلور کرده است.

با آنکه هیربد چند سالی به به علت جفا کاری ها و دردهایی که گفتنش برای اهل هنر تازگی ندارد از موسیقی دور افتاده بود و قریب به 10 سال در استودیو ساز نزده بود، اما با شروع ضبط با تسلط عالی بر آهنگ و نت ساز زد. صدای سازش برای من رنگ شهناز داشت اگرچه در میان آن مجد و شریف نیز پیدا می شدند. دو آهنگ ساخته خود را ضبط کرد و علیشاپور نیز بر روی آن خواند.

بی اغراق و غلو می توان گفت حسین علیشاپور یکی از دو خواننده آینده دار ایران است. او شعر را خوب می فهمد و به آن به عنوان سفره ای می نگرد که بر آن نشسته و به قول خود و استادش حرمت سفره را نگاه می دارد؛ یعنی از شعر به بهترین نحو استفاده می کند و احترامش می کند و پاسش می دارد. علیشاپور از وسعت صدایی کم نظیر بر خوردار است. در استدیو مسلط و ژوست می خواند، از ریتم نمی افتد و آنچنان که من در چند ضبط استدیویی با وی همراه بودم دیدم که هرگز فالش نمی خواند و گوش بسیار قوی دارد. علیشاپور به سبک اصفهان می خواند و جملات شعری را با متانت خاصی بیان می کند. او به گفته ی یکی از موسیقیدانان بزرگ کشور که بعدها نامش را می آورم، به معنای واقعی خواننده است. اما متاسفانه در جامعه ی هنری ای که رابطه بر ضابطه حکومت کند، این استعداد ها کمتر بروز می کنند.  با این حال، در 6-7 ماهه ی اخیر حسین با چند نوازنده و آهنگساز سرشناس کارری را ضبط کرده که می توان امید داشت به طور ناگهانی صدای او در جامعه ی هنردوست شنیده شود و آینده اش درخشان تر شود.

پس از ضبط دو آهنگ نوبت به آواز و تکنوازی تار رسید. دو هنرمند در استودیو به صورت بداهه قطعه ای را اجرا کردند. این ساز و آواز در مایه ی دشتی اجرا شد و توصیفاتی که در بالا ذکر کردم به خوبی در آن دیده می شود.

این قطعه ساعتی پس از اجرا توسط علیشاپور بر روی وبلاگش قرار داده شد. با اخلاق هنرمندانه ی این دو بزرگوار که این روزها کمتر دیده می شود، این قطعه به گوش علاقه مندان می رسد تا امید بقای موسیقی و ساز و آوازی ارجمند در این روزهای و آینده به جامعه ی موسیقی داده شود.

لازم به ذکر است صدا بردار محترم اثر هنرمند گرامی امید نیک بین هستند.

این ساز و آواز را دانلود کنید

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 16:36  توسط عطا نويدی  | 


هنرمندی دیگر در بهاری غم انگیز از میان ما رفت

روز چهارشنبه یکم اردیبهشت همزمان با آیینی، تمام هنرمندان به گرد یکدیگر جمع شدند تا خانه ی موسیقی که اینبار با شمایلی نو میزبان آنان بود را نوگشایی کنند. شوق دیدار دوستان موسیقایی و دیدار با استاد بزرگ موسیقی ایران، جلیل شهناز در سراپای هنرمندان دیده می شد. اما دیری نگذشت تا خبری دردناک غم بزرگی را در عمق چشمان هنرمندان دیده شود. پیامکهای رسیده، گوشی های موبایل را به صدا در آورد. خبر مانند همیشه کوتاه بود:

عطا جنگوک هم درگذشت!

اگرچه این روزها از فرط کثرت خبر درگذشت هنرمندان، این کلمه  با پیشوند "هم" همراه است، اما شنیدن فوت نسبتا ناگهانی هنرمندانی مانند عطا جنگوک که مهجور و محجوب زیستند بسی غم انگیزتر است. منش و زندگی این هنرمندان که با عشق موسیقی آموختند و با خون دل درس دادند و شاگرد پرورش دادند مصداق بارز این بیت خواجه ی شیراز است که :

در حکم گلاب و گل، حکم ازلی این بود    کین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد

عطا جنگوک هنرمندی ارجمند و معلمی خوب بود. وی از شاگردان برجسته ی استاد شهنازی بود که ردیف ایشان را به بهترین نحو فرا گرفته بود. نام عطا جنگوک در میان مردم عادی کمتر شنیده می شد اما در میان تار نوازان و موسیقی دانان همیشه نام جنگوک بر سر زبانها بود. فقط هنگامی که آلبوم "چشم براه" با صدای شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک به بازار آمد، عده ای از مردم عادی با نام وی آشنا شدند. او آثار دیگری هم در زمینه ی موسیقی بختیاری که خودش تاثیر فراوانی در معرفی آن داشت از خود بر جای گذاشت. آثاری که اینک، با فراق وی ،بغض را گلویمان می شکند.

ما با عشق عطا جنگوک را بدرقه کردیم

روز جمعه سوم اردی بهشت، خیل زیادی از دوستداران هنر و موسیقی این مرز و بوم در تالار وحدت گرد هم آمدند تا با پیکر این هنرمند دور از چشم وداع کنند. اندک اندک مردمی که دیگر پای ثابت مراسم تشییع جنازه ی هنرمندان شدند و آدرس تالار وحدت را به عنوان محل تشییع هنرمندان از هر جای دیگری بهتر بلدند، جمع شدند. هنرمندان یکایک رسیدند؛ از اعضای هیات مدیره ی خانه ی موسیقی گرفته و سراج و پشنگ و اردشیر وهوشنگ کامکار، هنگامه اخوان، زیداله طلوعی، حسین علیشاپور، صدیق تعریف، بهمن رجبی، شکارچی، درویشی تا بیژن کامکار که با وجود کسالتش آمد و میانه ی مراسم در گوشه ای نشست و حسین علیزاده که دیر آمد، ولی آمد!

عباس سجادی که دیگر اجرای مراسم تشییع برایش کاری روزمره شده، گفت: رشد فقدان هنرمندان از اعتلای موسیقی بیشتر است! داریوش پیرنیاکان نیز از دوستی دیرینه با جنگوک گفت و با چشمانی اشکبار و بغضی ترکیده با مردم سخن گفت. حالا دریافتم چرا پیرنیاکان در آیین نوگشایی خانه ی موسیقی غایب بود.

علی اکبر شکارچی هم با صدایی سراسر غم و اندوه درختان خیابان حافظ و شهریار و دختران هنرستان موسیقی و تالار وحدت را گواه و شاهد گرفت که چه عاشقهایی از این تالار گذر کردند. او با لحن و زبانی لــُری با دوست و همکارش وداع کرد که بغض را در گلوی همگان شکست.

داوود گنجه ای هم که به خوش خلقی و مهربانیو شوخ طبعی در میان اهالی موسیقی شهره است، از اخلاق پسندیده ی جنگوک گفت. از خانه ی موسیقی گفت که ای کاش در میان دلهای هنرمندان همدلی بیافکند و از مردمی که این روز آمده بودند گفت که هر کدامشات یک میلیون نفرند. گنجه ای با همان لحن صریح و شیرینش گفت: امروز کسی برای عکس گرفتن با "آقا و استاد" اینجا نیامده. کسی نیامده که "استاد" ببیند و امضا بگیرد. امروز همه به احترام عطا ی عزیز آمدند. ...و چه راست گفت.

علیرضا شاه محمدی که خواننده ی آخرین اثر جنگوک نیز شعر معروف را از اخوان ثالث خواند که بیت آخرش به این مراسم می آمد:

نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد    نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد

مردم با نوای کلماتی همیشگی و مرسوم و مقدس، پیکر عطا جنگوک را که حتی ترمه ای هم از آن دریغ شده بود را بر دست گرفتند و تشییع کردند.

در بهشت زهرا دیدم و شنیدم که زیداله طلوعی  و شکارچی از تشییع جنازه ی 8 نفره ی استاد ورزنده و تشییع جنازه ی مرحوم فروتن توسط کارکنان اداره ی مربوطه اش سخن می گفتند. با نیشخندی در ته دلم این تشییع جنازه را غنیمت دانستم. پیکر آمد، نماز خواندند و تا قطعه ی هنرمندان تشییعش کردند. حمید نوربخش با حزن، دو رباعی از خیام خواند و سپس نصراله ناصح پور و عطا امیدوار در همان گام چند بیتی خواندند. سپس در زیر خاکش آرمیدند.

به ریز پایم نظری انداختم. چه تلخ است نام فرامرز پایور را روی یک تکه سنگ ببینی؛ و سیمین آقا رضی و فرمان بهبود را، که هنوز داغشان بر دل موسیقی ایران تازه است. در میان این قبرهای در گذشتگان 88 تنها سنگ "فرمان بهبود" هنوز سر و سامانی نیافته.

با غم و اندوه بهشت زهرا را ترک می کنم و در ته دل امید دارم به این زودی ها بر نگردم. اما هنوز سخنان پیرنیاکان در گوشم زنگ می زند و دلم را می لرزاند که عطا جنگوک از هیچ جا مستمری نمی گرفت و در آمدش از طریق تدریس بود. براستی آیا وزارت ارشاد و خانه ی موسیقی و دیگران که امروز گریستند، به یاد خانواده ی داغدار جنگوک هستند؟

دانلود قطعات تصویری مرتبط

آواز حمید نوربحش بر مزار مرحوم عطا جنگوک(تصویری)

دانلود قطعه ساز و آواز . آواز پریسا و تار عطا جنگوک(تصویری)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 10:1  توسط عطا نويدی  | 


آخرين مطلب سال 1388 + هدیه ی نوروزی

 هر ساله رسم را بر این داشتم تا اتفاقات سال گذشته را در آخرین شب سال مرور کنم. اگرچه در سال 88 اتفاقاتی برایم پیش آمد که بیش از هر زمان دیگر احساسم با دیگر مردم یکی بود اما این باعث نمی شود تا از نوشتن این مطلب باز بمانم. به مانند هر سال این اتفاقات را به صورت موضوعی بررسی می کنم.

 

تحصیل و کار

دوره ی لیسانسم بالاخره در واپسین ماههای سال 88 به پایان رسید. از سال 81 که شروع کردم به تحصیل در دانشگاه همواره با فراز و نشیب همراه بودم. در میان دوره ی کاردانی و لیسانس خدمت سربازی ام را انجام دادم و امروز خوشحالم بی هیچ درد سری دوره ی لیسانسم نیز تمام شد. تحصیل اگر در زمان خود انجام شود بسیار لذت بخش است ولی اگر کمی وقفه بیافتد حتی در زندگی تاثیر منفی هم می گذارد زیرا انسان را از پیشرفت و دیگر مراحل باز می دارد. به هر صورت با اتمام تحصیل وارد مرحله ی جدیدی از زندگی شدم. برای همیشه به زادگاهم کوچ کردم تا این مرحله ی جدید و طولانی آغاز شود.

 

سفر

سال 88 بر خلاف سالهای گذشته هیچ سفری به نقاط دیگر ایران نداشتم. دلیلش نداشتن شور و شوق برای سفر و سیاحت بود. تقریبا هر سال به یکی دو شهر ایران سفر می کردم و حتی سفرنامه هم می نوشتم اما در سال 88 نه دل و دماغی برای سفر بود نه انگیزه ای.

 

جشنواره ی وبلاگ ها و سایتهای موسیقی

دوستان وبلاگ نویس موسیقی خوب به خاطر دارند که از همه ی آنها چه به صورت شفاهی و چه اینترنتی دعوت کردم در ایین جشنواره شرکت کنند. من به عنوان مسئول روابط عمومی این جشنواره تمام تلاش خود را کردم تا هر چه باشکوهتر این جشنواره برگزار شود. سایتی طراحی شد و از آن به عنوان پایگاه اطلاع رسانی جشنواره استفاده شد. اتفاقاتی پیش آمد که متاسفانه این جشنواره برای مدت یک سال به تعویق افتاد. هیات داوران و دبیر خانه ی جشنواره، اطلاعیه ای را نیز منتشر کردند. حتی قرار بود در اواخر سال 88 آن را به صورت فوری برگزار کنیم که به علت نبود برنامه ریزی کافی برگزاری را به سال 1389 موکول کردیم. امیدوارم با وجود مشکلات بسیار در سال 89 بتوانیم این جشنواره را برگزار کنیم تا گامی دیگر در جهت اعتلای موسیقی ایران برداریم.

 

کنسرتها

سال 88 به هر دلیل کمترین تعداد کنسرت بر روی صحنه رفت . اگر چه مسئولین موسیقی سعی دارند این آمار را بسیار بسیار بالا جلوه دهند اما برای ما که اهل موسیقی هستیم این نکته کاملا مشهود است که جز یکی دو بزرگداشت برای اساتید درگذشته تقریبا در ایران هیچ کنسرتی بر روی صحنه نرفت تا اسفند ماه88 که کنسرت همایون شجریان در قزوین تنها کنسرت مطرح سال بود.

در نگاهی دیگر می توان اپرای عروسکی مولوی را برترین اثر موسیقی سال بر شمرد که بر روی صحنه رفت. در مورد اپرا ی عروسکی چه در مورد ساختارش چه در مورد پیامش مجالی دیگر بباید، اما در اینجا باید دست هنرمند و دوست گرامی، بهزاد عبدی را به گرمی فشرد و بر آن بوسه زد که با همکاری بهروز غریب پور و خوانندگان سرشناس آن که برخی شان از دوستان عزیز من هستند، اثری را پدید آورد که در تاریخ هنر جاودانه شد.

 » قسمتی از اپرای مولوی/پرده خوانی نقالها/ دانلود کنید 

اتفاقات موسیقی

سال 88 با اتفاقات ناگوار برای موسیقی همراه بود که به جز درگذشت اساتید برجسته ی موسیقی می توان از بر هم خوردن دو ارکستر ملی و ملل نام برد. ارکستر ملل که قرار بود در هفته ی آخر اردیبهشت و بعد هم در خرداد ماه کنسرتی اجرا کند و پیمان سلطانی خبر آن را برای اولین بار در گفتگویی با من اعلام کرد، اما پس از انتخابات خرداد ماه عملا ارکستر ملل از هم پاشیده شد. فرهاد فخرالدینی هم اعلام کرد دیگر با ارکستر ملی همکاری نمی کند. بنابر این ارکستر ملی هم تقریبا از هم پاشید. جشنواره ی موسیقی فجر امسال هم که با عدم شرکت بسیاری از اسایتد و گروههای مطرح مواجه شده بود به سردترین نحو برگزار شد. و با وجود اظهارات دور از واقعیت مسئولین هنری منبی بر استقبال بی نظیر از جشنواره، من که به جز سردی چیزی ندیدم. باید به آقایان مسئول موسیقی بگویم نمی توان با نشان دادن آمار و ارقام سالن ها را پر کرد، پس بهتر است از سالهای دیگر جشنواره را آبرومندانه برگزار کنند به جای اینکه آمار و ارقام را پس از جشنواره نشان دهند یا اینکه عکسهایی از دو سه اجرا پر استقبال را در سایتهای رسمی قرار دهند و آن را بسط به تمام جشنواره دهند. در آخر باید گفت سال 88 هیچ اتفاق خجسته ای برای موسیقی نداشت... تا سال دیگر چه شود.

 

اقتصاد

این خبر هدفمند کردن یارانه ها هنوز از راه نرسیده تاثیر خود را بر روی قیمتها گذاشته. پیشتر قرار بود این هدفمندی بر اساس خوشه بندی یا همان دسته بندی اجرا شود. یعنی هر کس به نسبت توانایی مالی اش از سوبسیدها استفاده کند ولی ناگهان اعلام شد خوشه بندی حذف شد. حالا سوال این است اصلا چرا میخواهند سوبسیدها را هدفمند کنند؟ مگر قبلا به همه یکسان سوبسید نمی رسید؟ تنها فرق این طرح با گذشته تزریق صدها میلیارد پول و اسکناس به جامعه است که خود معضلی عجیب و غریب است. خدا بخیر کند.

 سیاست

هیچ اتفاق قابل ذکری در سال 1388 در این زمینه نیافتاد.

 ورزش

با اینکه هیچ گاه اهل ورزش نبوده و نیستم و حتی یک بار هم پای تماشای فوتبال ننشستم، اما امسال برایم عجیب بود که چگونه تیم ملی ازز جام جهانی باز بماند اما هیچ کس نه اعتراضی کند نه اینکه از این قضیه ناراحت باشد. این مطلب جای حرف و حدیث زیادی دارد.

 

درگذشتگان

مردگان این سال عاشق ترین زندگان بودند

برای دتصویر با سایز واقعی کلیک کنید

سال 88 تلخ ترین سال برای من بود. تلخ ترین سال زندگی ام. در گذشت بسیاری از عزیزان و اتفاقات جور و واجور این تلخی را صد برابر کرد و مصداق بارز سال بد، سال باد ، سال شک، سال اشک ... را برایمان آورد. درگذشت بزرگان موسیقی ایران همچون مشکاتیان ، پایور ، فریوسفی ، آقا رضی، بهبود، کاکاوندی، گرگین زاده ، یوسف زمانی و بسیاری از هنرمندان دیگر در رشته های مختلف و کشته شدن هموطنان عزیزمان در حوادث تلخی مانند سقوط هواپیما، همه و همه دست به دست هم داد تا سال 88 در ذهن بسیاری مردم ایران تلخ به عنوان سیاه ترین سال زندگی بر جای بماند. چه خوشحالیم که این سال به سر رسیده و بار منحوس خود را بر برسته تا ساعاتی دیگر از زندگی مان خارج می شود.

لیست هنرمندان موسیقی در گذشته در سال ۱۳۸۸

 

این روزها

از هر سال دیگری کمتر بوی عید و بهار احساس می شود. چه در خیابانها که هیچ چیزش به عید نمیخورد چه در بانکها که خلوت است چه در مغازه هایی که دارند مگس می پرانند. این سردی عید که از هر سال دیگری بیشتر مشهود است براستی نمی دانم از چه روست. امید دارم سال دیگر این گونه سردی را نبینیم.

 

...و فردا

دگر بارت چو بینم شاد بینم

سرت سبز و دلت آباد بینم

همه و همه آرزو داریم و از صمیم قلب به درگاه خداوند فریاد می زنیم و عاجزانه تمنا داریم سال 1389 سال روشنی برای خود، مردم و ایران باشد. امید داریم سالی باشد پر از زیبایی تا اندکی از تلخی روزهای گذشته جبران شود. تا خداوند و مردم چه بخواهند. خود نیز سعی دارم با صبر و استقامت در مقابل مشکلات سال ۸۹ را سالی روشن رقم بزنم. تا اینچنین شود!

..........................

هدیه ی نوروزی

اجرای گروه ژوان در اختتامیه ی جشنوازه ی بست و چهارم موسیقی فجر که در آن مقام نخست را کسب کرد/ عکس:مهر

کلیپ تصویری تصنیف مقام آتش ،ساخته ی رهام سبحانی و به خوانندگی حسن شرقی .اجرا ی اختتامیه ی جشنواره ی بیست و چهارم موسیقی فجر که در این جشنواره گروه ژوان نو به سرپرستی رهام سبحانی، مقام اول را کسب نمود. این کلیپ برای اولین بار از این وبلاگ منتشر می شود.


لینک آخرین مطالب سالهای گذشته:

آخرین مطلب سال ۸۷

سالی که گذشت(۱۳۸۶)

آنچه بر ما گذشت(۱۳۸۵)

شب آخر سال و عیدانه (۱۳۸۴)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 22:14  توسط عطا نويدی  | 


هدیه ای از جشنواره

گروه آوازی تهران - عکس از عطا نویدی

به زعم من یکی از برترین اجراهای جشنواره ی امسال که بر خلاف اجراهای دیگر با استقبال فراوان مواجه شده بود برنامه ی گروه آوازی تهران به رهبری میلاد عمرانلو بود که به واقع اجرایی بی نظیر و نو آورانه را به صحنه ی تالار رودکی برد. عمرانلو پیش از اجرا به احترام سه استاد درگذشته ی موسیقی امسال (فرامرز پایور - پرویز مشکاتیان - شهریار فریوسفی) یک دقیقه سکوت اعلام کرد و در همان آغاز سه قطعه را از این سه استاد موسیقی اجرا کرد. قطعه ی اجرا شده از استاد پرویز مشکاتیان، همان تصنیف به یاد ماندنی و زیبای رزم مشترک بود که با تشوییق فراوان تماشاچیان مواجه شد. این تصنیف از طریق دوربین من ضبط شد و صوت آن فردای روز اجرا از برنامه ی مضراب از رادیو ایران صدا پخش شد. در مراسم اختتامیه ی جشنواره نیز دوست گزارشگر، امیر خلیلی با میلاد عمرانلو مصاحبه ای داشت که این مصاحبه با تکرار تصنیف رزم مشترک در برنامه ی پایانی مضراب پخش شد.

امیر خلیلی - میلاد عمرانلو

به دلیل زیبایی و نو آوری بالای این اجرا بر آن شدم تا کلیپ تصویری آن را برای نخستین بار در اینترنت قرار دهم . در ضمن خواننده ی میهمان در این اجرا وحید تاج است

»کلیپ تصویری تصنیف رزم مشترک با اجرای گروه آوازی تهران در جشنواره ی بیست و پنجم موسیقی فجر به سر پرستی و تنظیم میلاد عمرانلو

قابل ذکر است:این اجرا بدون نقص و ژوست بوده، اگر مقداری فالشی از صدا یافت می شود تنها به علت پایین آوردن حجم و البته ضبط صدای با دستگاه معمولی می باشد

میلاد عمرانلو  - رهبر گروه آوازی تهران

گروه آوازی تهران به احترام سه موسیقی دان درگذشته ی سال ۸۸ یک دقیقه سکوت کردند

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 19:42  توسط عطا نويدی  | 


مطالب قدیمی‌تر