تبليغاتX
: Ata Navidi 's weblog :وبلاگ عطا نویدی - برای دوستم ، ابوذر

برای دوستم ، ابوذر

باسلام

امروز برای شما

قطعه شعری از دوست عزیزم ((ابوذر))

مینویسم.

 

...و نگاهش به کویر

دست در دست نسیم

همصدا با دل خاک

آب را می فهمید

سوزش خشک نگاه در دل ابر شکست

و به دستان ترک خورده ی دشت

جرعه ای هستی داد.


:دوستم، ابوذر میگوید

 

افسوس...

برای بشریت نمی توان روشنفکرانه

به دنبال سکوت گشت

پس باید

فریاد آزادی برآورد.

ابوذی علی اکبری

 

این پست را به یاد ۱/مرداد /۸۴ نوشتم

یکسال پیش در چنین شبی بود که

من و دوستم ((ابوذر)) به کنسرت شهرام ناظری رفتیم.

یادش بخیر ...

شبی بود با یاران...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 21:49  توسط عطا نويدی  |