تبليغاتX
: Ata Navidi 's weblog :وبلاگ عطا نویدی - در باره ی همه چیز و... + دانلود

در باره ی همه چیز و... + دانلود

 

دوستان عزیزم سلام

نمیدانم امروز چه چیزی بنویسم یا بهتر است بگویم نمیدانم از کجا شروع کنم و به کجا تمام کنم . امروز دراین پسنت در مورد همه چیز مینویسم.از استاد شجریان و خداوندگار تار ، جلیل شهناز  تا... . پس این پست را بخوانید .زیرا شاید تا مدتی طولانی نتوانم چیزی بنویسم (البته دلیلش راهمه حتی خواجه حافظ هم می دانند) .

 قسمت اول:

روز 25 مرداد بزرگداشت خداوندگار تار، جلیل شهناز بود . مردی که نام  تار سالهای سال با نام او پیوند خورده و شایدهیچ نوازنده ای نباشد که خود را مدیون صدای این ساز نداند. دراین بزرگداشت همه بودند. آری همه زیرا استاد شهناز بر گردن همه ی موسیقی دانان حقی بزرگ دارند. دراین مراسم خیلی ها سخن راندند. ازجمله استاد شجریان. ایشان در وصف استاد شهناز فرمودند که واژه ی استاد برای شهناز کم است. در مورد سازشهناز گفتند که بیشترین تاثیر ، شاید شصت درصد بر روی کار و هنر ایشان را داشته. یادم هست در حدود 11 سال پیش که استاد شجریان با ویژه نامه ی نوروزی ماهنامه روز هفتم مصاحبه کردند وفرمودند:

وقتی ساز شهناز را گوش میدهم گویی از زمین کنده میشوم و به پرواز در میآیم

از این روست ساز شهناز را از همه ی سازها بیشتر دوست دارم.

استاد شجریان بازهم مثل همه ی مجالسی که بدون ساز دعوت به خواندن می شوند این بار هم خطاب به استاد شهناز و سازش ، خواندند:

مرا عاشقی شیدا

فارغ از دنیا

توکردی ، توکردی...

تا یادی هم از استاد علی تجویدی که  هنوز داغ از دست دادنش از دل ما نرفته، شده باشد .درین مجلس دیدیم که بیماری بر چهره و جسم  استاد شهناز تاثیر زیادی داشته که شاید باید برای او بخوانیم:

 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد       وجود نازکت آزرده ی گزند مباد .

 در این مراسم استاد شجریان بوسه بردست شهنوازعرصه ی موسیقی می زند تا همه از او بیا موزیم در هر جا که باشیم، در هر سمت و مقامی حتی اگر قله باشیم یا خسرو آواز باشیم ، باید بر دست عشق بوسه بزنیم. آری این عشق همان دستانی است که سالها بر تار میلغزید تا معبودش را عبادت کند .و اشک عشق بر گونه ی

شهنواز تار جاری شد ..

11

در این مراسم از وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد خبری نبود. حال آنکه در مراسم بزرگداشت استاد تجویدی و استاد شهناز که 7-8 سال پیش در تالار وحدت برگزار شده بود، وزیر وقت ارشاد دکتر عطاالله مهاجرانی حضور داشنتد.این خود تفاوت فاحش دیدگاه دولتهای خاتمی و احمدی نژاد به مقوله ی فرهنگ و موسیقی و هنر را نمایان می سازد .

قسمت دوم:

خوب درقسمت بعدی در مورد نشست اینترنتی وبلاگ نویسان که به همت آقای رضا زارعی برگزار شد می نویسم . اصولا زارعی انسان پر پشتکاری است. او در ضمن اینکه در بین اهالی موسیقی بسیار سرشناس است ،از برقراری ارتباط با وبلاگ نویسان نیز چشم پوشی نمیکند . اگرچه به نظر من تنها عیب او دوست

 داشتن فوتبال است (چون خودم از فوتبال متنفرم!)اما خصوصیات خوبی دارد که یکی از به اصطلاح خاکی بودن است . او هرهفته به بچه ها خبر میدهد که در ساعت بخصوصی در نشست شرکت کنند . این نشست ها چند حسن دارد. یکی اینکه درمورد موضوعی خاص بحث میشود که اغلب بحثها بسیارحرفه ای

است و از حاشیه پرهیز میشود . دیگر مزیت نشست این است که شما با وبلاگ نویسان از نزدیک آشنا شوید . کاری که شاید در محیط های حقیقی این امرمیسر نمی شد. دیگر حسن این است که شما در هر نشست از هنر نمایی دوستان هنرمند استفاده میکنید. درهر نشست دوستانی که ساز مینوازند یا آواز می خوانند هنرشان را برای شما عرضه میکنند .متاسفانه نمیتوانیم هرگز از هنر دوستان نقاش و خطاط استفاده کنیم!و این مزیت فقط برای موسیقی که شنیداری است. خلاصه این قسمت را نوشتم که اگر توانستید هر هفته در این جلسات شرکت

کنید .اگر هم با آقای زارعی ارتباط ندارید ،به وبلاگ ایشان بروید و آی دی  ایشان را به لیست مسنجر خود اضافه کنید و...

  قسمت سوم:

در این قسمت از بی سوژگی زده ام به سیاست . چند روز پیش مصاحبه ای جالب از شبکه ی امریکایی سی بی اس با دکتر احمدی نژاد از شیکه ی اول  پخش شد . این مصاحبه ابعاد جالبی داشت یکی اینکه دکتراحمدی نژاد به سوالات پاسخ نمیدادند . خبرنگار سوال میکرد و جناب احمدی نژاد سخنرانی می کردند ! . در قسمتی هم سوال شد در مورد هاله ی نور در سازمان ملل که جناب احمدی نژاد تکذیب فرمودند.حال آنکه...(سانسور چی این قسمت را که برای همه مضر بود را سانسور کرد)!! البته بحث سیاسی به انجا تمام نمیشود اما همان سانسور چی می گوید که ننویسم من هم گفتم چشم!

 قسمت چهارم:

در این قسمت در مورد گلهای تاره شماره 85 مینویسم درواقع آن را برای دانلود میگذارم . لابد میرسید به چه مناسبتی من هم میگویم درواقع به خاطر زیبا بودن این کار . من مجموعه ی زیاد ی از گلهای تازه دارم .اما این را  نداشتم، تا اینکه چند روز پیش یکی از دوستان آن را به من داد . باور کنید چندین بار آن را گوش دادم و لذت بردم . دوستان گرامی اگر در مورد نوازندگان این اثر اطلاعی دارند لطفا در نظرات بنویسند.

 

گلهای تازه شماره 85- باصدای استاد محمد رضا شجریان قسمت اول

 

 گلهای تازه شماره 85- باصدای استاد محمد رضا شجریان قسمت دوم

 

قسمت پنجم:

در انتها میخواهم چند خط با دوستانم حرف بزنم که امیدوارم همه آن را بخوانند. در این مدت که وبلاگ نویس شده ام دوستان زیادی مرا مورد لطف قرار دادند . چه دوستانی که از آن سوی مرزها به من ایمیل و حتی تلفن زده اند و موردی را درخواست یا سوال کردند یا مرا به صورتی حیرت آوری  شرمنده ی لطف خود کرده اند .در ادامه دوستان بسیاری پیدا کرده ام اولین آنها محسن اصغر زاده بود که باهم تماس تلفنی داشتیم . بعد ازآن عزیرانی چون : فرشید احمدی، رضا زارعی، کامران حدادی، محسن (کیهان کلهر)، سعید جعفر زاده ، نویسندگان وبلاگ نیواک،عشق شجریان ، تهمینه ، م . بیدار ، حافظ از کانادا ، حسین و جناب

 شهریار از آلمان ، علی (گاواره) ، بهشید عزیز، علیرضا(تحریر)، جناب دهقان(طراح وبلاگ) جناب قناد(سل) و ... بسیاری از دوستانی که نامشان را به یاد نمی آورم ، را یافتم. لینک باکس بلاگفا اجازه نمی دهد که بیشتر ازین لینک بگذارم و از این  بابت  از همه ی دوستانی که افتخار داشتن لینک وبلاگشان را در  ((همنوا با سو ز نی)) ندارم ، عذر می خواهم . لطف این دوستان مرا به افتتاح سایت شخصی و مستقل ترغیب کرد

که امید وارم با راهنمایی و توضیحات دوستان و یاران ، به طور جدی بعد از خدمت سرباز یپگیر راه اندازی سایت شوم . در این مدت مسایل بسیاری را آموختم و همچنان شاگردم . دریافتم که چقدر میتوانیم (همه ی وبلاگ نویسان ) در آینده و سرنوشت موسیقی و  فرهنگ این مرز و بوم دخیل باشیم . وبلاگ نویسی  عرصه ای بزرگ است که همه در آن مسئولیتی داریم . بازدید روزی 50 تا 200 یا 300 نفر از وبلاگهایمان یعنی مطالعه ی عقاید و نوشته هایمان در هر روز توسط این تعداد. این فرصتی بزرگ است که امیدوارم همه از آن استفاده کنند من از همه دعوت میکنم که در هر حال این عرصه را خالی نگذارند و همچنان به نوشتن ادامه دهند تا به مقصود برسند .از بابت آزردن دل دوستان که ناخواسته پیش آمده عذرمیخواهم . امیدوارم مرا ببخشند . اگر در این وبلاگ به کسی توهین شده عذر میخواهم و اگر نتوانشته ام با نوشته ها و مطالب ، طبع بلند شما یاران را راضی کنم ،

باز هم شرمنده ام . می دانم ممکن است نتوانم برای مدتی وبلاگ بنویسم. اما به محض آمدن به مرخصی ، به نوشتن ادامه میدهم ،  خدا راچه دیدید...

از همه ی شما تقضا دارم قسمت نظرات را خالی نگذارید و نشان بدهید که((همنوا باسوز نی))و عطا نویدی را از خاطر نبرده اید .این را هرگز از یاد نبرید که:

 

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

 

با شما خداحافظی نمیکنم تا باز هم بیایم و بنویسم

تا روز هایی بهتر و زیباتر ...

ارادتمند همه ی شما

عطا نویدی

27 مرداد 85

لاهیجان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 22:53  توسط عطا نويدی  |