دریانی ها جای بتهوون* را می گیرند
شاید همه ی ما در زندگی به اعتراض به هر ناهماهنگی و نابسامانی بار ها این جمله را تکرار کردیم که "هیچ چیز جای خودش نیست." اما وقتی کار به دست خودمان می رسد چقدر سعی داریم در بهبود این اوضاع کمک کنیم؟
حکایت این است که آهنگسازی جوان با سعی و تلاش فراوان و تحمل هزینه های بالای استودیو و نوازنده و ... آلبومی را با صدای خواننده ای معروف آماده انتشار می کند. بعد از این همه رفت و آمد در راهرو های ارشاد و حراست و غیره بالاخره مجوز می گیرد. بعد از مدتها می شنویم برای اولین بار اثری از موسیقی فاخر یا سنتی و به معنای صحیح موسیقی اصیل ایرانی، قرار است در سوپر مارکت ها عرضه شود. ناشر اثر در توجیه این حرکت گفته است:
" در شرايط فعلي خريداري آلبومهاي موسيقي سنتي تنها از طريق فروشگاههاي موجود كار سختي است ... قطعا عادت را ميتوان تغيير داد، همانطور كه پيش از اين تماشاگران موسيقي عادت داشتند بليتها را از گيشه خريداري كنند اما امروزه خريد اينترنتي رواج پيدا كرده و آسانتر است. پس خريد آلبومهاي فاخر از سوپر ماركت نيز به مرور عادت ميشود."
من که منظور این ناشر موسیقی را از سخت بودن خرید آلبوم موسیقی از فروشگاه موسیقی را نفهمیدم. همانطور شما برای خرید کت و شلوار به کت و شلوار فروشی، برای تعمیر ماشین به تعمیرگاه، برای خریدن نان به نانوایی، برای دیدن فیلم به سینما و برای خرید کتاب به کتاب فروشی می روید، باید برای خرید آثار موسیقی به فروشگاه موسیقی بروید. خریدن یک کالای فرهنگی در محیطی فرهنگی کار سختی نیست.
این دوست ناشر با سابقه ی فراوانش در موسیقی باید به این نکته توجه کند که آلبوم موسیقی با چیپس و پفک و صابون و شامپو فرق اساسی دارد و باید هر کدام در محیط خود عرضه و پخش شود. ما که انتظار داریم همه چیز در جای خودش باشد باید خود اولین قدم را در این راه برداریم.
آیا نسبت گیشه تالار وحدت و خرید اینترنتی بلیط با فروشگاه موسیقی و سوپر دریانی سر کوچه، یکی است؟ اگر ناشری به هر دلیل دست به این کار زده ، باید بگوییم او اشتباه کرده نه اینکه راه او را دنبال کنیم. اگر قدرت خرید مردم برای خرید کالای فرهنگی پایین آمده باید دلیل اش را جای دیگر جستجو کرد نه آنکه کالای فرهنگی را در محیط و شرایطی دور از شان آن عرضه کرد.
از این جملات آقای ناشر بسیار جا خوردم زیرا در همین شهر تهران فروشگاه موسیقی ای هست که امسال 58 امین(؟) سالگرد تاسیس اش را جشن می گیرد و طی این سالها نسل های موسیقی را به خود دیده است. من به عنوان یک مخاطب نمی توانم قبول کنم امثال فروشگاه بتهوون جای خود را به سوپر دریانی بدهند و شان موسیقی تا به این حد پائین بیاید.
امیدوارم این اولین و آخرین اثری از موسیقی متفکرانه باشد که با شرایطی نازل به مردم عرضه می شود.
* به زغم من "بتهوون" به عنوان قدیمی ترین فروشگاه موسیقی ایران، نماد محیط فرهنگی برای عرضه کالای فرهنگی است




