تبليغاتX
: Ata Navidi 's weblog :وبلاگ عطا نویدی - عظمت فرهنگ ايراني( گفتگوی کوتاه با استاد شجریان )

عظمت فرهنگ ايراني( گفتگوی کوتاه با استاد شجریان )

m

محمد رضا شجريان،چهارشنبه شب ميهمان تالار فردوسي بود تا به تماشاي اپراي عروسكي رستم و سهراب بنشيند.استاد آواز ايراني بعد تماشا ساعتي را دركنار اعضاي گروه گذراند و عروسك‌ها را از نزديك تماشا كرد.فرصتي كوتاه دست داد تا با محمد رضا شجريان به گفت و گو بنشينيم و نظرش را جويا شويم.

عظمت فرهنگ ايراني
محمد رضا شجريان و رایان  پشت صحنه اپرای عروسكی رستم و سهراب

*نظرتان راجع به اپرای عروسكی رستم و سهراب به عنوان يك بيننده حرفه‌اي كه در موسيقي فعالیت مي‌كنيد و اجرا را ديده است چيست؟

اولين بار بود كه من يك تئاتر عروسكی می‌ديدم و لذت بردم. مخصوصاً تعجب من ازاين حركات نرم و قشنگ بود كه اين حركات چه زيبا و خوب پيش می‌رفت.صحنه‌ها خيلی گويا ، زيبا ،عميق و خوب بود. از اين نظر خيلی لذت بردم. تنها اعتراضی كه داشتم اين است كه كلمات فارسی را به شكل اپرايی نمی‌شود خواند و مفاهيمش بيان نمی‌شود. اگر شعر فارسی و زبان فارسی است، همان موسيقی زبان فارسی و همان فرمی كه خواننده‌های زبان فارسی می‌خوانند بايد باشد. منتها متون موسيقی‌اش می‌تواند با اركسترسمفونيك باشد ، اين دو می‌توانند با هم ادغام شوند. كلمات فارسی را به شكل اپرايی بيان كردن، اصلا خوب نيست.

* يعنی اين تجربه به نظرتان تجربه‌ی خوبی نبود؟

من قبلا هم يك بار ديگر در سال 1355 به همراه آقای برومند شاهد چنين برنامه‌ای بوديم البته تئاتر نبود. موسيقی بود كه حالت اپرايی داشت و شعر حافظ را كار كرده بودند كه ايشان بسيار عصبانی شد. اين قدر عصبانی بود كه شب بعد سكته كرد و فوت شد. خيلی ناراحت بود می‌گفت نبايد با زبان فارسی اين كار را كرد. اتفاقا خواننده هم حسين سرشار بود. ولی چون به شيوه‌ای بود كه زبان فارسی را آن طور نمی‌خوانند و بيان نمی‌كردند ايشان ناراحت شد. من هم از اين نوع خوانندگی در اين اجرا هيچ لذتی نمی‌بردم و بلكه ناراحت هم می‌شدم. نبايد زبان فارسی را اين طور بيان كرد. مهم اين است كه زبان فارسی با همان شيوه‌ی خودش بيان شود. و موسيقی خودش باشد تا معانی و كلمات مفهوم پيدا كنند آدم بفهمد چه گفته مي‌شود. ا ز كلمات هيچ نمی‌فهميم فقط می‌فهميم كه دارند می‌خوانند اما از مفهوم هيچ دستگيرم نمي‌شد. به خدمت آقای غريب پور هم همين را عرض كردم؛ گفتم كه بهتر بود كه خواننده نمی‌داشت، موسيقی به همراه حركات همه چيز را مشخص مي‌كرد و گويا بود. موسيقی‌اش موسيقی نسبتاً‌خوبي بودو حركات بسيار عالی.در كل از اجرا خوشم آمد.

* با توصيفات شما ما می‌توانيم اپرای ايرانی داشته باشيم .اپرايي از شعرو موسيقی ايرانی با همراهي آواز ايرانی .

ما در قديم اپرای ايرانی داشتيم به نا م چيترا، منتها خوانندگی به اين شكل نبوده است.موسيقی ايرانی را داستان و شعر ايراني تكميل مي‌كرده و بيشتر شكل روايي داشته است . در تعزيه بخشی از آن ارائه می شود می‌توان گفت تعزيه نماد كوچكی از اپرای ايرانی است ، در تعزيه اما فقط خواننده مطرح است. گاهی اوقات سازهايی نواخته مي‌شود كه هماهنگی ندارند ،كه اين ضعف كار است.
می‌شود موسيقی خوبي نوشت و با اركستر بزرگ اجرا كرد و همراه با خوانندگی ايرانی وبه زبان فارسی خواند كه كلماتش مفهوم باشد.

* آيا هماهنگی بين موسيقی و اجرا شكل اپرايی‌اش را حفظ كرده بود؟اجرا ازنظر كارگردانی وبه لحاظ طراحی عروسك‌هاچگونه بود؟

من هيچ ارتباطی بين موسيقی و آن حركات نمی‌ديدم. فرهنگ رستم و سهراب كاملاً ايرانی است. بعضی جاها هم خيلی حس می‌كردم موسيقي با وضعيت صحنه‌ها هم‌خواني ندارد. موسيقی را نپسنديدم علاوه بر اين‌كه خوانندگی‌اش مردود است، موسيقی‌اش هم به من نمی‌چسبيد. ولی خود صحنه‌ها به تنهايی بدون موسيقی هم می‌توانست حرف خودش را بزند. كار اين قدر عميق بود كه خوب حركت می‌كرد. خود تئاتر زيبا بود.اجرا با موسيقي هماهنگ بود ولي موسيقي نمي‌توانست فرهنگ ايراني را نمايش دهد.

* درباره صحنه نظرتان چيست،با فاكتور گرفتن موسيقي.

صحنه به نظر من عظمت داشت. پيش خودم مي‌گفتم كه اين فضای بزرگ از كجا آمده بود. صحنه بسيار كوچك بود اما در حين اجرا با تمهيدات نور و اجراي فوفق‌العاده عروسك‌گردان‌ها آنقدر بزرگ مي‌نمود كه باعث تعجب مي‌شد.

 

به نقل از سایت خانه هنرمندان

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 0:0  توسط عطا نويدی  |