حکایتی ز روز گار ما بشنو ... بازآ /+پوستر بنان
هشتم اسفند در آخرین روز های سال ۶۴ روزی درد ناک برای موسیقی
ما بود :
بنان در گذشت

این خبر بسیار تکان دهنده بود و شاید باورش برای ما هنوز هم
مشکل باشد ، اما بنان زنده است آري او شايد تنها صداي
مخملي تاريخ موسيقي ما باشد
هنوز هم عشاقي جوان در عاشقانهترين لحظات فراقشان
«الهه ناز» ميخوانند
هنوز وقتي نازنيني را از دست مي دهيم نا گهان از اعماق
وجود مي خوانيم:
چو كاروان رود
فغانم اززمين بر آسمان رود...
ترانه اي را كه خودش گفته بود براي بعد از مرگش خوانده
و چه سوزناك شاگردش شجريان در مزارش آن را زمزمه كرد .
شجرياني كه گفته بود يك روز در ماشين از تهران تا شمال نوار بنان
را گوش دادم و در ماندم از تقليد تحريرهاي مخملياش.
آري بنان نمرده
اگرچه تا آنجا كه ميدانم
فرزند يا پسري ندارد
اما ! تا چند نسل آواز ايران فرزندان اويند.
هنوز هم شجريان در خلوتش ميخواند :
مرا عاشقي شيدا
مست وبي پروا تو كردي
....
آری تا صدایش در خانه هایمان جاریست
بنان زنده است
عاشقانه دوستش داریم
یاد باد آن همدمی آن همدلی آن همرهی
ساز «محجوبی» و آواز«بنان» ، شعر «رهی»
یادشان گرامی باد
نویدی پوستری از بنان




