گزارش کامل کنسرت ((شهرام ناظری)) در رشت
شهرام ناظري در روزهاي ۳۰و31 تير ماه 1384 در رشت به اجراي برنامه پرداخت .
اوبه همراه گروه مولوي كه خود سرپرستي آنرا به عهده دارد دردوشب متوالي به روي سن رفت .
اعضاي گروه مولوي عبارت بودند از :محمد فيروزي :عود مسعود شعاري :سه تار شروين مهاجر: كمانچه
پژهام اخواص : تنبك وسياوش ناظري : دف
گزارش شب 31تير:
اين بار شهر رشت حال هواي ديگري داشت . آن مرفه هاي بي دردي كه از روي ثروت فرهنگ خود را فراموش كرده بودند ، همچون ديگر ثروتمندان و فقيران با فرهنگ آمده بودند تا باز شايد نواي واقعي فرهنگ ايراني را از زبان كسي بشنوند كه اگر او را نفر دوم موسيقي ندانيم كم لطفي كرده ايم. زحمات شهرام ناظري پس از انقلاب براي روشن نگاه داشتن اين چراغ هرگز رد شدني نيست . از هر كوي برزن از شمال كه رد ميشدي يك عكس ويك مطلب بود : ((شهرام ناظري))
پشت در مجموعه پوشش كه 3-4 كيلومتري رشت واقع است از ساعت 6 به بعد جمعيت كثيري آمده بودند تا صدايي منحصر به فرد را بشنوند . دعوا شد، بحث شد، داد وبيدادشد، حراست محترم (؟) بي احترامي كرد
و.... مثل هميشه .البته اينها عجيب نيست شانس آورديم مثل كنسرت استاد شجريان تعطيل نشد
(البته ما هميشه در حال شانس آوردنيم!!)خلاصه ساعت 30/7 با التماس مردم، در را باز كردند. مردم بيچاره مسابقه دو گذاشتند تا جاي بهتري بگيرند.طبق معمول ! كنسرت حدوذ يك ساعت ديرتر از آنچه گفته بودند شروع شد (حدود ساعت 10شب) استاد وگروه روي سن آمدند تشويق شدند واو مثل 4-5 سال گذشته خواند
زين دوهزاران من وما اي عجبا من چه منم
گوش بده عربده را دست منه بر دهنم .....
آري وبعد هم «شيدا شدم ...»
«آواز نوا» با همان شعر كنسرت تبريز وتهران و نمك آبرود و...
«نمي داني مگردردم» پايان قسمت اول بود . البته در آهنگ تصنيف آنجايي كه ميخواند «نه راه است اين كه بگذاري مرا بر خاك وبگريزي ...» تغيير زيبايي به چشم ميخورد وصد البته زيبا ودلنشين بود.
پايان قسمت اول مصادف شدبا حمله مردم گرما زده وگرسنه به سوي بوفه ها كه البته راهي جز خريد آب معدني با قيمت دو برابر نداشتند وكارخانه چاي نمونه كه اسپانسر تبليقاتي بود فروش خوبي كرد.
بعد از حدود 45 دقيقه قسمت بعدي شروع شد :
در «اصفهان» . عيناً كاست سفربه ديگرسو اجرا شد واقعاً شاهكار بود .
آن شعرها ، آن نغمات ... تركيب كمانچه و سه تار وعود كه در نوار اصلي جاي آن خالي بود،جالب ترین قسمت تحریر ریتمیک ناظری بر رو یچهار مضراب قسمت دوم بود که کار نویی به حساب می آمد حال هواي خاصي به مجلس داد .ودر نهايت «آب حيات عشق » بود كه با صداي شهرام ناظري در رگ و جان مردم خسته دل از زمانه ميرفت .
در پايان آنقدر گفتيم «كابوكي»
تا سه تا ر بر دست گرفت وبا صدايي كه ازعمق وجود اساطير «كرد» بر مي آمد خواند :
كابوكي ليليم ...
مردمي كه با همهمه و... آمده بودند ، آرام زنده دل رفتند تا شبي را
با صدايي ماندني دردل به بالين گذارند.
واين شب بياد ماندنی هم مثل آن شبهاي ديگر رفت وبه خاطرها پيوست....




