<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>: Ata Navidi &apos;s weblog :وبلاگ عطا نویدی</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com</link>
<description>وبلاگ شخصی عطا نویدی در باره موسیقی ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 12 Jan 2012 12:37:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حکایت حقوق یک هنرمند و آرامش مدیری که از دست رفت</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-301.aspx</link>
<description>خبری طی هفته های گذشته منتشر شد که برای اهالی موسیقی باور نکردنی و شاید شبیه به یک طنز اما تلخ بود. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;&lt;STRONG&gt;ارسلان کامکار در گزینش ارشاد رد شد.&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این خبر اولین بار در یکی از خبرگزاری ها و سپس در شبکه های اجتماعی پخش شد و ظاهرا ماجرا از این قرار بود که ارسلان کامکار پس از حدود 29 سال فعالیت برای بازنشسته شدن اقدام می کند اما به او می گویند باید در گزینش شرکت کند. بنابر آنچه در صفحه فیس بوک ارسلان کامکار نوشته شده بود، در بخش گزینش اعتقادی و بدلیل پاسخ صادقانه رد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوال اینجاست:&lt;BR&gt;شخصی که 29 سال در ارشاد حضور داشته و 24 سال مایستر ارکستر سمفونیک تهران بوده و حالا می خواهد بازنشسته شود، چه نیازی به گزینش دارد؟ گزینش برای چه، برای دریافت مستمری؟&lt;BR&gt;اگر گزینش امری مهم است این فرد چگونه 29 سال در وزارتی مانند ارشاد اسلامی فعالیت کرده؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب اینجاست محمد میرزمانی که خود زمانی عضوی از هنرمندان موسیقی به شمار می آمد و الان مدیر دفتر موسیقی ارشاد است، به جای حل کردن مشکل این هنرمند سرشناس این سخنان را به زبان می آورد :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;آقای ارسلان کامکار؛ نیروی رسمی دائم ارکستر سمفونیک تهران نبوده بلکه نیروی رسمی آزمایشی بوده است.&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ظاهرا آقای میرزمانی فرق مابین مایستر ارکستر سمفونیک تهران با یک کارمند دفتری را نمی داند که اینگونه درباره استخدام ایشان سخن گفته است. شگفتا که ارسلان کارمکار، نیروی رسمی آزمایشی بوده و ظاهرا همچنان داشته آزمایش پس می داده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و یا اینکه گفته اند: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;متاسفانه نباید آقای کامکار این مسئله را رسانه‌ای می‌کرد؛ چراکه من برای کار کردن نیاز به آرامش دارم. تا زمانی‌که مسائلی این‌چنین رسانه‌ای نشده باشند، ما تمام حمایت‌های لازم را انجام خواهیم داد و درصورت رسانه‌ای شدن؛ هیچ قدمی برای حمایت از موضوع برنخواهیم داشت.&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاد خاطره ای از دوران سربازی افتادم که وقتی خبر لغو مرخصی عده ای از بچه های به خاطر خطای یکی از سربازان رسیده بود،من بی درنگ و بی حفظ سلسله مراتب پیش فرمانده پادگان رفتم و موضوع را اطلاع دادم. فرمانده مستقیم من به خاطر این خطا(عدم رعایت سلسله مراتب) من را بازداشت کرد. وقتی اعتراض کردم گفت: اینجا ارتش است و حق اعلام اعتراض نداری!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای میرزمانی! اینجا ارتش نیست. هنرمدان حق دارند برای ضایع شدن حقوقشان اعتراض کنند و شما وظیفه دارید آن را حل کنید. حتی اگر پشت میز، آرامش تان بر هم بخورد زیرا هنرمندان موسیقی باید در کشوری که انواع بی مهری ها به موسیقی روا می شود، از آرامشی نسبی برخوردار شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنرمندان موسیقی دلشان خوش بود برای شاید نخستین بار یک موزیسین در مقام مدیر دفتر موسیقی قرار است به موسیقی خدمت کند. ولی ظاهرا این بازیکن دارد توپ را به درون دروازه خودی شوت می کند. حالا هنرمندان ماندند که مارادونا را بگیرند یا غضنفر را!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 12:37:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-301.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دریانی ها جای بتهوون* را می گیرند</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-300.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;شاید همه ی ما در زندگی به اعتراض به هر ناهماهنگی و نابسامانی بار ها این جمله را تکرار کردیم که &quot;هیچ چیز جای خودش نیست.&quot; اما وقتی کار به دست خودمان می رسد چقدر سعی داریم در بهبود این اوضاع کمک کنیم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حکایت این است که آهنگسازی جوان با سعی و تلاش فراوان و تحمل هزینه های بالای استودیو و نوازنده و ... آلبومی را با صدای خواننده ای معروف آماده انتشار می کند. بعد از این همه رفت و آمد در راهرو های ارشاد و حراست و غیره بالاخره مجوز می گیرد. بعد از مدتها می شنویم برای اولین بار اثری از موسیقی فاخر یا سنتی و به معنای صحیح موسیقی اصیل ایرانی، قرار است در سوپر مارکت ها عرضه شود. ناشر اثر در توجیه این حرکت گفته است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; در شرايط فعلي خريداري آلبوم‌هاي موسيقي سنتي تنها از طريق فروشگاه‌هاي موجود كار سختي است ... قطعا عادت را مي‌توان تغيير داد، همانطور كه پيش از اين تماشاگران موسيقي عادت داشتند بليت‌ها را از گيشه خريداري كنند اما امروزه خريد اينترنتي رواج پيدا كرده و آسانتر است. پس خريد آلبوم‌هاي فاخر از سوپر ماركت نيز به مرور عادت مي‌شود.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من که منظور این ناشر موسیقی را از سخت بودن خرید آلبوم موسیقی از فروشگاه موسیقی را نفهمیدم. همانطور شما برای خرید کت و شلوار به کت و شلوار فروشی، برای تعمیر ماشین به تعمیرگاه، برای خریدن نان به نانوایی، برای دیدن فیلم به سینما  و برای خرید کتاب به کتاب فروشی می روید، باید برای خرید آثار موسیقی به فروشگاه موسیقی بروید. خریدن یک کالای فرهنگی در محیطی فرهنگی کار سختی نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این دوست ناشر با سابقه ی فراوانش در موسیقی باید به این نکته توجه کند که آلبوم موسیقی با چیپس و پفک و صابون و شامپو فرق اساسی دارد و باید هر کدام در محیط خود عرضه و پخش شود. ما که انتظار داریم همه چیز در جای خودش باشد باید خود اولین قدم را در این راه برداریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا نسبت گیشه تالار وحدت و خرید اینترنتی بلیط با فروشگاه موسیقی و سوپر دریانی سر کوچه، یکی است؟ اگر ناشری به هر دلیل دست به این کار زده ، باید بگوییم او اشتباه کرده نه اینکه راه او را دنبال کنیم. اگر قدرت خرید مردم برای خرید کالای فرهنگی پایین آمده باید دلیل اش را جای دیگر جستجو کرد نه آنکه کالای فرهنگی را در محیط و شرایطی دور از شان آن عرضه کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از این جملات آقای ناشر بسیار جا خوردم زیرا در همین شهر تهران فروشگاه موسیقی ای هست که امسال 58 امین(؟) سالگرد تاسیس اش را جشن می گیرد و طی این سالها نسل های موسیقی را به خود دیده است. من به عنوان یک مخاطب نمی توانم قبول کنم امثال فروشگاه بتهوون جای خود را به سوپر دریانی بدهند و شان موسیقی تا به این حد پائین بیاید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدوارم این اولین و آخرین اثری از موسیقی متفکرانه باشد که با شرایطی نازل به مردم عرضه می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;* به زغم من &quot;بتهوون&quot; به عنوان قدیمی ترین فروشگاه موسیقی ایران، نماد محیط فرهنگی برای عرضه کالای فرهنگی است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Oct 2011 19:37:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-300.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمایشگاه بزرگ موسیقی و آثار شنیداری</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-299.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 515px; HEIGHT: 247px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/300833_230049587049128_100001322665376_564479_654423955_n.jpg&quot; width=399 height=377&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=&quot;messageBody translationEligibleUserMessage&quot; data-ft=&apos;{&quot;type&quot;:3}&apos;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;نمایشگاه بزرگ موسیقی و آثار شنیداری&lt;BR&gt;(نمایشگاه ساز و آثار موسیقی)&lt;BR&gt;در تالار وحدت&lt;BR&gt;بازدید تا22 مهر ماه از ساعت 10 صبح تا 9 شب &lt;BR&gt;با حضور ناشران جمعی موسیقی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Oct 2011 02:36:11 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-299.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوستالژی &quot;ربنا&quot; و اقدام نسنجیده</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-297.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;یاد حدود 13-14 سال پیش افتادم، در یکی از شهر های مازندران ، نزدیک افطار بود که ناگهان صدایی آشنا را از بیرون شنیدم. صدا، صدای شجریان بود. مثنوی افشاری:&quot; این دهان بستی دهانی باز شد...&quot; به حیاط دویدم. از بلندگوهای دانشسرای کشاورزی این صدا پخش می شد. آن روزها مثل الان نبود، در مازندران رادیو تهران را به زور می گرفتیم. فردایش با هزار بدبختی رادیو تهران را گرفتم و با خش خش فراوان آواز شجریان را ضبط کردم. بعدا فهمیدم این آواز فقط در رادیو تهران پخش می شود. ما که بیشتر تلویزیون نگاه می کردیم فقط ربنای شجریان را می شنیدیم و از وجود این مثنوی بی خبر بودیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا دیگر مثل آن زمان نیست. شما با یک کلیک در اینترنت با سرعت معمولی از تلویزیون صدای آمریکار و بی بی سی را می توانید ببینید تا همین کانال های به اصطلاح وطنی. چه برسد به رادیو. تازه رادیو ها هم دارد اینترنتی می شود و صدا و تصویر استودیو مستقیم برای همه دنیا پخش می شود. اصلا بسیاری از ما، از همین اینترنت بود که برنامه &quot;پژواک روزگار&quot; را دیدیم که بعد از همین برنامه بود که صدا و سیما و ... در اقدامی نسنجیده به قول خودشان شجریان را تحریم(!) کردند و شاید بالعکس! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سال گذشته اولین ماه رمضان بدون ربنا در تاریخ بعد از انقلاب بود. از دسته های تواشیح گرفته تا کودک 12 ساله  ربنا را خواندند و صدای شجریان را تقلید کردند؛ ولی نشد که نشد. امسال پیش از شروع ماه رمضان صدای خیلی ها بلند شد که ماه رمضان بی ربنا نمی شود. شاید اولین اعتراض از زبان مجری متعهد برنامه سحرگاهی خودِ صدا و سیما(فرزاد جمشیدی) در حضور معاون هنری وزیر ارشاد در تالار وحدت بود و بعد هم مصاحبه ی شجریان با شرق و همچنین مطالبی پراکنده در سایت ها و روزنامه های مختلف. همه و همه این گمان را می داد که صدا و سیما بفهمد با هنرمندی مانند شجریان و با نمادی ملی و مذهبی همچون &quot;ربنا&quot; ، سیاسی و گزینشی برخورد نکند و صدای شجریان را پخش کند، که البته این اتفاق نیافتاد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روز دوم ماه رمضان بود که حس کنجکاوی ام گل کرد و به مادرم زنگ زدم و گفتم شما که تلویزیون می بینید، ربنا پخش می شود یا نه ؟ پاسخ مادرم جالب بود که: من خبر ندارم چون روشن می کنم ولی قبل از اذان صدایش را می بندم و ربنا را از گوشی موبایلم می شنوم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا خوب است مسئولین صدا و سیما بدانند الان دیگر آن روزهای دهه هفتاد نیست و از آن سال های بی ارتباطی خیلی گذشته؛ امروز مردم ربنا را در گوشی هایشان لبوتوث می کنند، از سایت ها دانلود می کنندو این برایشان تنها یک حس عمیق ملی و مذهبی دارد تا سیاسی و جناحی. ربنا برای نسل ما که پا به دهه ی سوم زندگی می گذاریم و برای یکی دو نسل قبل از ما یک نوستالژی است و به این سادگی ها از ذهن جمعی ایرانیان پاک نمی شود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Aug 2011 14:12:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-297.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;مرغ خوش خوان&quot; در وطن می خواند </title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-296.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن / چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید / هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 432px; HEIGHT: 298px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/ostad.jpg&quot; width=431 height=325&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مجوز انتشار آخرین اثر استاد شجریان با عنوان مرغ خوشخوان صادر و اعلام گردید شرایط برای اجرای کنسرت این هنرمند در تهران مهیا خواهد شد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Jul 2011 09:46:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-296.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-295.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 438px; HEIGHT: 295px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/logo.jpg&quot; width=1493 height=1329&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Jul 2011 19:44:57 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-295.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بابا عبدالله، گلزار و جامعه ی مادی گرای ایران</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-294.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#663300 size=2&gt;عجب صبري خدا دارد !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#663300 size=2&gt; اگر من جاي او بودم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#663300 size=2&gt;كه مي ديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#663300 size=2&gt;زمين و آسمان را &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#663300 size=2&gt;واژگون ، مستانه مي كردم    ... (معینی کرمانشاهی&lt;/FONT&gt;)&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 306px; HEIGHT: 415px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/05/643453_orig.jpg&quot; width=310 height=434&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;آقا عبدالله ، پیرترین رفتگر تهرانی که از 11 سالگی کار کرده و ماهی 200 هزار تومان حقوق می گیرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&quot;اگر یک خط به صورت محمدرضا گلزار بیفتد کارش تمام است &quot;&lt;BR&gt; امیر جعفری در گفت وگو با سینمای ما حرفهای جالبی درباره ماجرای دستمزد میلیاردی محمد رضا گلزار زده است.&lt;BR&gt;جعفری گفته : همه جا را پر می کنند كه محمد رضا گلزار یک میلیارد تومان دستمزد می گیرد ، خب بگیرد. یک میلیارد که پولی نیست . اگر خدایی نکرده برای او مشکلی پیش بیاید و یک خط در صورتش بیفتاد کارش تمام است ولی اگر به طور مثال برای یک حسابدار اتفاقی بیفتد او می رود و کارش را انجام می دهد.&lt;BR&gt; وی درادامه گفته : کسی که ماهی ۷۰۰هزار تومان حقوق می گیرد از کسی که سر یک پروژه یک میلیارد تومان دستمزد می گیرد اوضاع بهتری دارد.چون می داند ماهیانه این حقوق را می گیرد بیمه است بیمه بیکاری می گیرد بازنشسته می شود می تواند وام بگیرد....باید این دستمزدها را تقسیم به روزهای بیکاری بازیگر کرد آن وقت ببینند ماهیانه چه قدر می شود و کسی که این در آمدها را دارد چه خرجهایی راباید بکند چون مردم از او توقع دارند.&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.shafaf.ir/fa/pages/?cid=61347&quot;&gt;http://www.shafaf.ir/fa/pages/?cid=61347&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مطلب را وقتی در یکی از سایتها خواندم بسیار آشفته و دلگیر شدم. نه برای یک میلیارد دستمزد یک پسر خوشتیپ. برای اینکه یک بازیگر مثل امیر جعفری سواد حساب کردن ندارد. آقای جعفری یا نمی داند یک میلیارد چقدر است یا ماشین حسابش خراب است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کارمند ساده ای  که در ماه 700 هزار تومان حقوق می گیرد در 30 سال کار مفید خود جمعا 252 میلیون حقوق خواهد گرفت. حال تصور کنید یک پسر خوشتیپ سالی یک فیلم بازی کند و فقط و فقط به خاطر ترکیب صورت زیبا و اندام سینما پسند چهار برابر حقوق یک عمر یک کارمند را دریافت کند. یعنی ماهی در حدود 83 میلیون تومان. این آدم اگر در عمر خود سه فیلم بازی کند، می تواند حقوق کارمندان یک اداره را چند سال تامین کند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال بحث بر سر حقوق بازیگر و کارمند نیست، بر سر این است که سرازیر کردن ناگهانی این مبلغ هنگفت در بازار و عدم تناسب زندگی اقشار مختلف چه ضربه ای به ریشه های جامعه وارد می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی پسر 20 ساله ی همان کارمند که تازه دانشگاه رفته و ماهی حد اکثر 100 هزار تومان از پدرش پول تو جیبی میگیرد، می بیند همین بازیگر محبوب ماشینی سوار شده با مبلغ 100 میلیون تومان(یعنی معادل 15 سال کار شرافت مندانه پدرش) چه حسی به او دست می دهد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تازه این جوان، می بیند اگر خودش درس بخواند و شاگرد ممتاز دانشگاه بشود و بعد از تحصیل شعلی هم پیدا کند و حقوق مناسب بگیرد، بر فرض ماهی 2 میلیون تومان حقوقش خواهد بود که بازهم با درآمد آن پسر خوشتیپ فاصله نجومی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تازه من یک خانواده ی متوسط جامعه(کارمند) را در نظر گرفتیم با پسری درسخوان و با هوش، رتبه ی ممتاز،  شغل عالی و پر در آمد که اینها در جامعه امروزی امری بعید است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای جعفری! شما نفس ات از جای گرم بلند می شود که می گویی:&quot; همه جا را پر می کنند كه محمد رضا گلزار یک میلیارد تومان دستمزد می گیرد ، خب بگیرد. یک میلیارد که پولی نیست&quot;. بی زحمت سری به خیابان های میانی- نه پایین شهر- تهران بزنید. آنوقت فکر کنم بفهمید یک میلیارد چیزی هست یا نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر فرض هم که روی صورت این پسر خوشتیپ خطی بیافتد. چه از جامعه کم می شود؟ مگر ارزش این آقای نابازیگر! از &lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1303103&quot; target=_blank&gt;پیر ترین رفتگر شهرمان(آقا عبدالله)&lt;/A&gt; که شب از بی غذایی در وسط خیابان افتاد و اگر خبر نگار مهر به دادش نمی رسید معلوم نبود صبح زنده بود یا مرده،  بیشتر است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مگر ارزش این پسر خوش هیکل، از میلیون ها پدری که شبانه روز برای سیر کردن شکم بچه های خود می دوند و چند شیف کار می کنند و آخر شب در راه خانه چهار مسافر سوار می کنند که پول بنزینشان در بیاید بیشتر است؟ پدرانی هستند که زیر این آفتاب سوزان تابستان ، صورتشان می سوزد، گرمازده می شوند ولی مثل ماشین و از ماشین بهتر کار می کنند . اما این آقای نابازیگر! با چهره ی برنزه کرده و انواع و اقسام کرم ها را زده، از 1000 تای این مرد ها بیشتر دستمزد می گیرد. حتی از بسیاری از بازیگران هم قشر خود هم درآمدی بیشتر دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقای جعفری! شما ظاهرا حادثه ای بد تر از خط روی صورت افتادن ندیدید که گفته اید :&quot; اگر خدایی نکرده برای او(گلزار) مشکلی پیش بیاید و یک خط در صورتش بیفتاد کارش تمام است ولی اگر به طور مثال برای یک حسابدار اتفاقی بیفتد او می رود و کارش را انجام می دهد.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی اگر آقای گلزار جفت پاهایش بشکند، می نشیدن در منزل و می خورد و می خوابد تا پایش خوب شود و در این مدت می تواند روی پیشنهاد هایی که برای دوران بعد از بیماری یا حادثه ، که برای او رسیده فکر کند و بعد از خوب شدن بیشترین مبلغ را انتخاب کند. اما اگر این حسابدار پایش بشکند، مجبور است در خانه بماند و نمی داند بعد از اینکه پایش خوب شد ، به خاطر غیبت یک ماهه شغل اش را از دست داده یا نه!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی آقای جعفری شما حرف از بیمه و وام زدید و گفته اید :&quot; کسی که ماهی ۷۰۰هزار تومان حقوق می گیرد از کسی که سر یک پروژه یک میلیارد تومان دستمزد می گیرد اوضاع بهتری دارد.چون می داند ماهیانه این حقوق را می گیرد بیمه است بیمه بیکاری می گیرد بازنشسته می شود می تواند وام بگیرد...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی کسی با ماهی 83 میلیون تومان پول چه بیمه ای می خواهد ؟ چه بیمه ای مهم تر از حساب بانکی اش؟ چه وامی می خواهد با داشتن ماهی 83 میلیون تومان دستمزد؟ بیمه و وام متعلق به کسانی است وقتی بیمار می شوند (یک سرما خوردگی ساده) توان پرداخت نسخه ی 40 – 50 هزار تومانی را ندارند و بیمه کمکی به آنها می کند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته مقصر در بوجود آمدن چنین پدیده هایی نه گلزار است نه جعفری و  نه هیچ فوتبالیست و خواننده ای؛ چون هیچ کس از پول بدش نمی آید. شاید برخی تهیه کنندگان، باشگاه های ورزشی و ... را مقصر بدانند. اما در نهایت همه ی این عوامل بر می گردد به روحیه ی جامعه  ایرانی و اخلاقی که رو به انحطاط رفته و همه چیز مادی شده و همین تیشه به ریشه ی خود جامعه می زند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;زی تیر نگه کرد و پر خویش برآن دید/ گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان عزیز! ماجرای آقا عبدالله، پیر ترین رفتگر تهران را از لینک های زیر بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=340&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1326680&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;قصه رفتگر از مهر شروع شد و به&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آخر رسید/ بابا عبدالله به خانه‌ برمی‌گردد&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1325914&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;پیرترین رفتگر پایتخت بازنشسته&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و صاحب خانه شد&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1325450&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;پیگیری وضعیت پیرترین رفتگر&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;پایتخت در شورای شهر&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1325254&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;حال مسن ترین رفتگر پایتخت خوب&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;و به سرکار بازگشته است&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1324218&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;برای پیرترین رفتگر شهرمان دعا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;کنیم/ پیرمرد کم کم دارد به آرزویش نمی رسد&lt;/B&gt;&lt;B&gt;!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1308565&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;خبرگزاری مهر؛ سردار طلایی و&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;آقا عبدالله&lt;/B&gt;&lt;B&gt;!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1304894&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;گزارش تصویری/ پیرترین رفتگر&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;تهرانی&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1303103&quot;&gt;&lt;B&gt;اولین بار که ماشین&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;حمل مکانیزه زباله دیدم ترسیدم بیکار شوم&lt;/B&gt; &lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Jun 2011 14:26:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-294.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخستین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی برگزار مي‌شود</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-293.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 405px; HEIGHT: 217px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.iranhmusic.ir/uploads/P258096FD.jpg&quot; width=416 height=240&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;نخستین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران&lt;/STRONG&gt; به همت خانه موسیقی و با همکاری معاونت فرهنگی شهرداری تهران تیرماه 90 برگزار  می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آخرین نشست هیئت برگزاری جشنواره که 12 اردیبهشت ماه برگزار شد، مقرر گردید كه اين جشنواره در هشت شاخه مختلف (گفتگو - گزارش – مقاله - یادداشت - نقد - سایت برگزیده - وبلاگ برگزیده - عکس) برگزار و در روز برگزاری جشنواره جوایزی به برگزیدگان هر شاخه اهدا شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; لازم به ذکر است، مهلت ارائه آثار به جشنواره را از 20 اردیبهشت تا 20خرداد است، علاقه مندان پس از مطالعه فراخوان می توانند از طریق ایمیل جشنواره (musicfestival.ir@gmail.com) آثار خود را به برای شرکت ارسال کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نشانی اینترنتی جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی : www.musicfestival.ir  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 May 2011 11:33:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-293.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک روز خوب در کنار استاد</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-292.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 385px; HEIGHT: 268px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/mano%20ostad.jpg&quot; width=687 height=555&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 May 2011 19:50:55 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-292.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین مطلب سال 1389</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-291.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 303px; HEIGHT: 225px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/pyrethrum.jpg&quot; width=302 height=250&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رسم هرساله اینگونه رقم خورده که یک مطلب نوروزی بنویسم و آنچه برایم در این سال اهمیت داشته را به عنوان یادگار در وبلاگم ثبت کنم. هر سال مطلب سالهای گذشته را هم مرور می کنم و برایم این گذشت ایام و اتفاقات گذشته برایم جالب است.در سالی که گذست همه ی ما فراز و فرود هایی را تجربه کردیم. که گاه این فراز و فرود های برایمان مشترک بود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کار و زندگی&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;دهه 80 برای من آغاز فصل تحصیل در زندگی بود و در انتهای این دهه وارد مرحله ی جدید و لذت بخش کار شدم. امید است دهه جدید هم برای همه و خودم زیبا و سرشار از کامیابی باشد گرچه همه نیک می دانیم غمهایی هم پیش رو داریم که امید است با صبر از آن بگذریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سفر &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;در سال 89 سفرهایم تنها بین لاهیجان و تهران خلاصه شد. اما یک سفر زیبا و خاطره انگیز برایم پیش آمد و آن سفر به گرگان در کنار جناب شهرام ناظری و اعضای گروه ایرانی بود. تا باشد از این سفر ها...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کنسرت ها&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;بخاطر کارم امسال پرکنسرت ترین سال زندگی ام بود . اما خاطره انگیز ترین کنسرت ها کنسرت شهرام ناظری در گرگان، و در روزهای پایانی سال کنسرت ناظری با گروه فردوسی در سالن میلاد بود. جشن خانه موسیقی و هم که جای خود دارد. عکس زیر یادگاری خوبی است از &quot;شب موسیقی&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 442px; HEIGHT: 281px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;استاد شجریان- استاد شهیدی- استاد ظریف و من روی سن تالار وحدت&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/4172.jpg&quot; width=461 height=329&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اقتصاد&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;هدفمندی یا همان حذف سوبسید ها مهمترین اتفاق اقتصادی ایران در دهه 80 بود. فشار اقتصادی روز به روز بیشتر احساس می شود و پیش بینی ها اینطور می گوید که دهه 90 از نظر اقتصادی برای مردم بسیار سخت خواهد بود . خدا بخیر کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidi61.persiangig.com/other/06-01.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دزدی و خفت گیری&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;بالاخره در 4 دی ماه از دچار خفت گیری شدم و 4 دزد نامهربان هر چه داشتم بردند و حساب بانکی را هم خالی کردند. به نظر من دزدی مثل آبله مرغان است و هر کسی یک بار باید گرفتارش بشود و تا یاد بگیرد ایمنی را رعایت کند . امیدوارم دفعه ی دومی وجود نداشته باشد !!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidi61.persiangig.com/nooriposter.jpg&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;درگذشتگان&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;در ابتدا باید به مقام هنری همه در گذشتگان سال ۸۹ ادای احترام کرد. در میانه سال خبر درگذشت صدای مهربان روزگارمان، &lt;STRONG&gt;محمد نوری،&lt;/STRONG&gt; بدترین خبر شد و همه را غمگین کرد. جمعیت عظیم برای تشییع پیکر نوری گواه این مطلب بود که او با جان و دل مردم پیوندی عمیق داشت. در انتهای مراسم تشییع نوری مردم دستها را با نشانه ای خاص بالا بردند و یک صدا با او خواندند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود &lt;BR&gt;رنج دوران برده ایم &lt;BR&gt;    رنج دوران برده ایم&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود &lt;BR&gt;خون دل ها خورده ایم &lt;BR&gt;     خون دل ها خورده ایم ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 425px; HEIGHT: 273px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.asriran.com/files/fa/news/1389/5/11/144687_845.jpg&quot; width=511 height=328&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;در سال 89 دایی امیر م را نیز دست دادم. گرچه او حدود 15 سال از کشور دور بود و خاطره چندانی با او نداشتم اما با گسترش اینترنت ارتباطمان با او پر رنگ تر  شد. دایی امیر مهربان و رنج کشیده بود. بیماری کبدی ناگهان به سراغش آمد و تنها چند روز درد کشید و پرواز کرد. این غم برای خانواده مادری ام دردناک بود و هست . خیلی سخت است که دیگر چراغ دایی امیر توی مسنجر روشن نمی شود تا کمی گپ بزنیم. به هر حال او هم رفت و داستانش به پایان رسید...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://navidiata.persiangig.com/spring_flower_T2519_7751101.jpg&quot; width=367 height=281&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt; و این روزها و &lt;FONT color=#009900&gt;فردا&lt;/FONT&gt;...&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;دیگر 1300 ، 90 ساله شده و آخرین دهه از این قرن آغاز می شود. این روزها می توان مردم را دید که سخت در تکاپوی تدارک عید هستند. مردمی که رنج ها برده اند اما هنوز چراغ این نوروز باستانی را روشن نگاه می دارند و گل و سنبل می خرند و به خانه می برند. مردمی که با صبر و استقامت روزها می گذرانند تا به سرسبز ترین بهار برسند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و فردای ما قطعا روشن خواهد بود اگر خود بخواهیم و از نفس باد بهاری مدد بگیریم و بگوییم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#339900&gt;بهارا&lt;/FONT&gt; زنده مانی زندگی بخش&lt;BR&gt;به فروردین ما فرخندگی بخش&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Mar 2011 12:24:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-291.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

